ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - آيا شما آن كسيد كه خوشبخت نام دارد
پشت پرده بود و تو نمى ديدى ] و گذشت روزها نيروهاى او را در هم شكست و حالتى از رخوت و از هم گسيختگى احساس كرد كه با آن سابقه نداشت و آنرا نمى شناخت ) .
عمده عامل هلوع و شتابزده بودن انسان كه از متن طبيعت و فشار نيروى « صيانت ذات » بر مى خيزد و بجهت گم كردن منطق اين نيرو آدمى حريص و ناتوان مى گردد و چنانكه در بحث صفات منفى انسان متذكر خواهيم گشت ، باضافه همان دليل كه در ذاتى نبودن عجله و شتاب براى انسان متذكر شديم امر به ضد هلوع بودن و نهى از آن با اشكال مختلف مانند داشتن كرامت طبع و بذل خيرات و مزايائى كه خداوند به انسان عنايت فرموده است به ديگران ، و همچنين نهى از جزع و داد و فرياد در هنگام ورود مصائب و گرفتاريها كه در منابع اسلامى بطور فراوان آمده است . استثنائى كه پس از بيان اين صفت براى انسان در قرآن آمده است : ( إِلَّا الْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ . وَالَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ . لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ . وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ) [١] ( مگر نماز گذاران كه در نماز گذارى پايدارند . و در اموال آنان حقى است معلوم براى نيازمندان و كسانى كه از كار افتادهاند . و روز قيامت را تصديق مى كنند ) .
اگر هلوع بودن ذاتى انسان بود ، استثناء قافله بسيار بزرگ نماز گذارانى كه متصف به صفات فوق مى باشند معقول نبود ، زيرا ذات و جزء ذات از هيچ حقيقتى قابل استثناء نيست . و اين مطلب ذاتى نبودن و خارج بودن صفت هلوع در انسان را بخوبى اثبات ميكند . توضيحى در بارهء عوامل منتفى ساختن صفت هلوع از انسان :
[١] - المعارج ٢٢ تا ٢٦ .