ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٣ - مطلب دوم
مى گويند : همهء اين مشكلات را آينده حل خواهد كرد و نمى دانند يا نمى خواهند بدانند كه حل شدن اين مشكلات در آينده تمام تعريفها و مبانى امروزى را كه بآن چسبيدهاند تغيير خواهد داد .
لذا امروزه در قلمرو بسيار پهناور علوم و فلسفهها هيچ علمى مانند روانشناسى وجود ندارد كه باداشتن مسائلى فوق شمارش ، هنوز موضوعى كه محور آن همه مسائل است ، براى آن مشخص نشده باشد . اين بلا تكليفى ناگوار كه در بارهء موضوع روانشناسى گريبانگير روانشناسان معمولى گشته است در نتيجهء يك يا دو عامل معين نيست كه بآسانى و با سرعت چاره پذير بوده و روانشناسى را از بلاتكليفى تلخ نجات بدهد ، بلكه عواملى متعدد و متنوعى را مى توان در نظر گرفت كه موجب اين همه پراكندگى آراء و عقائد در موضوع علوم روانشناسى گشته است . ما در اين سخنرانى به چند عامل بسيار با اهميت اشاره مى كنيم و اميدواريم كه محققان و دانشمندان اين علوم فوق العاده با اهميت ، دنبالهء اين مقدمه را گرفته و راه را براى تشخيص موضوع و تحقيقات مفيد در تحول روانشناسى بىموضوع ، به روانشناسى داراى موضوع هموار نمايند .
عوامل بلا تكليفى موضوع روانشناسى
عوامل بلا تكليفى موضوع روانشناسى عامل يكم -
عامل يكم - تمايل نابجاى گروه فراوانى از روانشناسان غربى به طرح مسائل روانى بر مبناى اصول مراحل طبيعى محض انسانى كه روان انسانى آنها را در پشت سر گذاشته و بقدرى از آنها دور شده است كه با هيچ رابطه اى و لو خيالى نمى توان آن مراحل را به روان انسانى پيوند داده و مورد بررسى قرار داد .
بنظر مى رسد كه مخربترين عوامل بلا تكليفى موضوع روانشناسى همين عامل است كه با قيافه اى آراسته با ادعاى علم ، روانشناسى را به بنبست مى رساند بطورى كه وقتى كه از روانشناس مى پرسيد كه موضوع علم شما چيست مى گويد : مسئول اين سؤال شما من نيستم ، من دانشمند دانش روانشناسى هستم و كارى با حقيقت روان ندارم ، برو به سراغ فلاسفه ، زيرا فلاسفه هستند كه بايد حقيقت اين