ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - ٨ - بدون بفعليت رسيدن بعد روحى حيات ، زندگى فريبنده و با آرايش و بازيهاى بى اصل سپرى مى گردد
و پيرايش و بازيهاى بىاصيل مى گذرد ، حقيقتى است كه تصديق آن فقط احتياج به تصور آن دارد . اين مسئله در آيات قرآن در موارد متعدد آمده است ، از آن جمله - ١ - ( زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا ) [١] .
( براى كسانى كه كفر ورزيدهاند ، حيات دنيا ( زندگى طبيعى محض ) آراسته شده و آنان كسانى را كه ايمان آوردهاند مسخره مى كنند ) .
اين مضمون را در بيت زير مى خوانيم :
< شعر > خانه از پاى بست ويران است خواجه در بند نقش ايوان است < / شعر > مثل انسانهائى كه حيات معقول يا بعد روحى حيات را زير پا گذاشته و به آراستن و پيراستن سطوحى از حيات طبيعى محض پرداختهاند ، شبيه به كار كسى است كه گل حقيقى را از شاخهء آن كنده و مى خواهد برگهاى پلاستيكى رنگارنگ را بجاى گل حقيقى به شاخهء گل وصله بزند آيا در اين مسئله تاكنون فكر كردهايم كه آن همه نكبتها و بدبختىها و حق كشىها و آدمكشىها كه مانند سنت قانونى زندگى اغلب صفحات تاريخ ما انسانها را پر كرده است ، ناشى از چيست البته ممكن است براى بيان علت اين وقاحت مستمر كه استمرارش وقاحتش را پوشانده است ، مطالب زيادى گفته شود ولى آنچه كه بنظر مى رسد ، علت اصلى آن همه سيه روزىها ، چيزى جز گم شدن حقيقت حيات و دلخوش داشتن به زرق و برق و پيرايشهاى بىاساس حيات طبيعى محض و بازى گريها ، بنظر نمى رسد . لذا بى علت نبوده است كه به اعتراف متفكران آگاه شرق و غرب ، با همهء پيشرفتهائى كه تاكنون نصيب بشريت گشته است ، هيچ دردى از دردهاى بشرى درمان نشده است ، مگر اين كه درد يا دردهاى ديگرى را در پى داشته است .
[١] . البقرة ٢١٢ .