الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٨٧ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبا بكر در هنگامى كه أبى بكر بواسطه ء بيعت با مردم باو بجهت خلافت بخدمت آن حضرت آمده شروع در معذرت و اظهار خشنودى خود از آن ولىّ ايزد معبود نمود
حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : بلى چنين است لكن تو اى أبو بكر مرا از حقيقت اين أمر خبر ده كه آيا بچه چيز آدمى بچه وجه مستحقّ أمر خلافت امّت گردد و او را بوسيله ء آن تصرّف در أمر ولايت خلقان جايز و عيان است .
از حضرت جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام مروى و منقول است كه چون حضرت أمير المؤمنين حيدر از أبو بكر از صفات كه لازمه خلفا و أهل اسلام است پرسيد أبو بكر گفت : يا أبو الحسن بر خليفه لازم است كه پيوسته امّت را نصيحت و دلالت بأفعال مرضيّه نمايد و وفا بعهد كند و مداهنه نكند و با كافّه ء برايا و ساير خلق الله تعالى بمحابات و حسن سيرت سلوك فرمايد ، و اظهار عدل در قول و فعل نمايد ، و علم بكتاب و سنّت حضرت رسالتمآب و فصل الخطاب بر وجه لايق و صواب داشته باشد ، و زهد از دنيا و عدم رغبت به آن و انتصاف مظلوم از ظالم خواه نزديك و خواه دور واجب و لازم است .
أبو بكر چون باينجا رسانيده ساكت شد .
آنگاه حضرت ولىّ الله فرمود كه : اى أبو بكر سبقت در اسلام و قرابتى سيّد الأنام از جمله ء شرايط ضروريّه ء خلفاى سيّد أنبياء عظام است .
أبو بكر گفت : نعم يا أبو الحسن سابقت و قرابت نيز شرطست .
آنگاه حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام گفت : اى أبو بكر ترا قسم است بحضرت پروردگار عالم آيا اين خصال مذكور مشروط در خليفه در تو موجود است يا در من ؟
أبو بكر گفت : يا على بلكه در شما ظاهر و هويدا است .
گفت : يا أبو بكر ترا بخداى تعالى قسم است كه آيا صاحب جواب