الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٨٥ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبا بكر در هنگامى كه أبى بكر بواسطه ء بيعت با مردم باو بجهت خلافت بخدمت آن حضرت آمده شروع در معذرت و اظهار خشنودى خود از آن ولىّ ايزد معبود نمود
گردن برداشتى و از خلاف حكم خداى تعالى و مخالفت قول محمّد مصطفى صلَّى الله انديشه نكردى و بغير حكم خدا و رسول اين كار بكردى .
أبو بكر گفت : يا أبو الحسن مرا سبب اختيار اين كار حديث و گفتار حضرت نبىّ المختار است چه من از آن رسول مهيمن استماع نمودم كه ميفرمود امّت من اجتماع بر خطا و ضلال در هيچ حال از احوال نمينمايند من چون اجتماع امّت رسول بيچون در حقّ خود ملاحظه نمودم تابع قول رسول ذو الجلال گشتم چه اجتماع اصحاب و امّت رسول ايزد متعال را بر ضلال بىشبه محال ميدانم و از ايشان گمان جمعيّت بر خلاف هدايت ندارم زيرا كه ايشان را مخالف قول و فعل رسول عزّ و جلّ نميدانم لهذا زمام اختيار خود به دست آن أبرار دادم و سخن ايشان را اجابت نموده پاى از دايره ء متابعت آن طايفه بيرون ننهادم ، و اگر ميدانستم كه يكى از أصحاب پيغمبر اظهار تخلَّف در آن أمر مينمايند از قبول استدعا و التماس امتناع نموده متابعت نمىنمودم .
حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام گفت : اى أبو بكر آنچه در باب حديث حضرت رسالتمآب مذكور نمودى و آن را دليل خلافت خود بر امّت گردانيدى آيا من از امّت حضرت نبىّ الرّحمه نبودم ؟
أبو بكر گفت : يا أبو الحسن شما از خواصّ أصحاب و برادر رسول ايزد وهّاب و نيكوترين امّت و أعلم ايشان بىشبه و گمان مىباشيد .
حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام گفت : اى أبو بكر عصابت امّت كه امتناع از بيعت تو نمودند مثل سلمان و عمّار و مقداد و أبى ذر غفّارى و ابن عباده و باقى أخيار و أبرار أنصار كه با ممتنعين از بيعت شما در أمر خلافت امّت متّفق و يار بودند آيا اين جماعت از امّت نبودند ؟