الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٢٧ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
كسى را بغير حكم خداى تعالى و رسول مجتبى دعوى امامت خلقان جايز و روا نباشد .
و نيز حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود كه تمامى مردم تابع قريشند و قريش أئمّه ء عرباند .
و نيز فرمود كه : قريش را دشنام مدهيد و ايشان را اكرام و احترام نمائيد و نيز در باب شجاعت و قوّت قريش حضرت رسول ( ص ) فرمود كه : يك مرد قريشى را قوّت دو مرد است از غير ايشان .
و نيز رسول ربّ العزّت فرمود كه : هر كه با طايفه قريش بغض و عداوت ظاهر كند حضرت خداى تبارك و تعالى او را دشمن خود داند .
و نيز فرموده هر كه هوان و خوارى و سوگوارى قريش خواهد خداى تعالى او را ذليل و خوار گرداند .
بعد از آن أنصار شروع در ذكر فضل و سوابق و نصرت خود نسبت به حضرت نبىّ المختار كردند و بيان ثنائى كه حضرت ملك تعالى در كتاب لازم الاذعان نمود بأوضح بيان ظاهر و عيان نمودند و آنچه نيز حضرت رسول قادر منّان در باب فضل و كمال ايشان فرمودند مذكور نمودند . و همچنين آنچه حضرت سيّد المرسلين در باب جنازه ء سعد بن معاذ و غسل دادن ملك آن مؤمن را و برداشتن عقب جنازه ء او را بتامّه ذكر كردند . و هيچ چيز از بيان فضل و تميز خود باقى نگذاشتند تا آنكه گفتند هر كسى در ميان أصحاب حضرت نبوّتمآب سرى زنده دارد همه از مردم مااند مثل فلان و فلان . و قريش گفتند كه حضرت رسول از ماست و حمزه و جعفر و عبيدة بن الحرث و زيد بن حارثه همه از ما قريشند و أبو بكر و عمر و سعد و أبو عبيده و سالم و ابن عوف همگى از