الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٠ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبا بكر در هنگامى كه أبى بكر بواسطه ء بيعت با مردم باو بجهت خلافت بخدمت آن حضرت آمده شروع در معذرت و اظهار خشنودى خود از آن ولىّ ايزد معبود نمود
اندوه و غم و حزن و ألم از خاطر مبارك حضرت سيّد عالم و ساير مسلمين در معركه ء حرب و رزم با عمرو بن عبد ودّ بوسيله ء قتل آن كافر معاند برداشت يا من ؟ گفت :
بلكه تو بودى يا أبو الحسن .
گفت : اى أبا بكر ترا بخداى تبارك و تعالى قسم است كه آيا تو بودى كه حضرت نبىّ المعبود او را أمين دانسته برسالت بجانب جنّيان ارسال نمود و چون بنزد ايشان رفته هر گونه سؤال كه داشتند بعد از عرض جواب داد ، يا من بودم ؟ گفت : اى أبو الحسن بلكه تو بودى .
گفت : اى أبو بكر ترا بخداى عالم قسم است كه آيا منم كه خداى أكبر مرا پاك و مطهّر از سفاح و زنا گردانيده از پشت حضرت آدم أبو البشر تا به پدرم بنا بر قول حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه فرمود : يا على من و تو از پشت آدم أبو العجم و العرب تا بعبد مطَّلب از نكاح متولَّد شديم نه از سفاح و زنا يا تو بودى ؟ گفت : يا أبو الحسن بلكه تو بودى .
گفت : اى أبو بكر ترا بخداى تبارك و تعالى قسم است كه آيا منم كه حضرت رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از ساير مهاجر و أنصار مرا برگزيد و اختيار نمود و دختر خود فاطمه را بمن تزويج فرمود و گفت : يا على خداى تعالى تزويج فاطمه بتو نمود يا تو بودى ؟ گفت : يا أبو الحسن بلكه تو بودى .
گفت : اى أبو بكر ترا بخداى عالم قسم است آيا من والد حسن و حسين سبطى و ريحانتى حضرت سيّد المرسلين ام چنانچه در حقّ ايشان فرمود كه هما ريحانتى سيّدى شباب أهل الجنّه و أبوهما خير منهما يا تو بودى ؟ گفت :
يا أبو الحسن بلكه تو بودى .
گفت : اى أبو بكر ترا بخداى تعالى قسم است كه آيا كسى كه مزيّن بدو