الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٢ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبا بكر در هنگامى كه أبى بكر بواسطه ء بيعت با مردم باو بجهت خلافت بخدمت آن حضرت آمده شروع در معذرت و اظهار خشنودى خود از آن ولىّ ايزد معبود نمود
بلكه تو بودى .
گفت : اى أبو بكر ترا بحضرت خداى تعالى قسم است كه آيا منم آنكه حاضر شدم در آخر كلام سيّد الأنام عليه صلوات ملك العلَّام و متولَّى غسل و دفن آن حضرت گشتم يا توئى ؟ گفت : اى أبو الحسن بلكه توئى .
باز گفت : اى أبو بكر ترا بخداى تعالى قسم است كه آيا توئى كسى كه رابطه خويشى و علاقه قرابتى شما بآن رسول قريشى از تمامى امم سبقت و پيشى گرفته يا منم ؟ گفت : بلكه توئى يا أبو الحسن .
گفت : اى أبو بكر ترا بخداى عالم قسم است كه آيا توئى آن كسى كه خداى تعالى او را در هنگام ضرورت و احتياج دينارى اعطا نمود و جبرئيل با او معامله فرمود و حضرت محمّد صلَّى الله بر آن اضافه نمودى و أولاد او را اطعام نمودى يا منم ؟
از حضرت امام النّاطق الأمين جعفر بن محمّد الصّادق عليهم السّلام مروى و منقول است كه : چون حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام كلام صدق التيام باين مقام رسانيد أبو بكر بگريست و بعد از آن گفت يا أبو الحسن بلكه توئى .
آنگاه گفت : اى أبو بكر ترا بخداى عالم تعالى قسم است كه آيا توئى كه حضرت پيغمبر ويرا بر كتف مبارك خود سوار گردانيد در هنگام طرح أصنام از بيت الله الحرام و كسر صور لئام آن أوثان بالتّمام و آنقدر عزّت و شرف بهم رسيد اگر ميخواستى كه افق آسمانها را بدست گيرى هر آينه قدرت داشتى يا من بودم ؟
گفت : يا أبو الحسن بلكه تو بودى .
گفت : اى أبو بكر ترا بخداى عالم قسم است كه آيا توئى آنكه حضرت