الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٠ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
الله بعد از آن صبر و شكيبائى را شعار خود ساخته مستوفى و منتظر عنايات حضرت قاضى الحاجات گرديد با هيچ أحدى در باب ضياع فدك تكلَّم ننمود .
از سويد بن غفله منقول است كه چون حضرت فاطمه ( ع ) بمرض الموت مريض گشت عورات مهاجر و أنصار بخانه ء نبىّ آن بضعه ء نبىّ المختار بعيادت تردّد ميكردند روزى از آن سيّده ء نساء العالمين پرسيدند كه يا بنت خير البريّه شب گذشته را با اين تب و حرارت و اشتداد ضعف و كثرت علَّت چون بصبح آوردى ؟
آن حضرت بعد از سؤال نسوان شروع در حمد و ثنا و سپاس و ستايش ايزد تعالى نمود و صلوات بر پدر خود حضرت نبىّ المحمود فرستاد .
آنگاه فرمود : كه امشب را بصبح آوردم بنوعى كه از دنياى شما برى و از مردان شما بيزارم زيرا كه تمامى مردان شما را تجربه و امتحان و اختبار ايشان در دين و ايمان نمودم و در مودّت و محبّت أهل بيت النّبوّه آزمودم ، و از ايشان استمداد و استعانت در باب طلب حقّ خود فرمودم أصلا استشمام نصرت بلكه أثر اطاعت شريعت نبىّ الرّحمه از ايشان ملاحظه ننمودم .
لهذا آنها را از پيش خود دور و خود را از رؤيت و مشاهدت مكاره ء ايشان بگوشه ء خانه ء خود مستور نمودم ، بسيار بسيار قبيح و بغايت شنيع و فضيح است اين از روى لعب ايشان بعد از اجتهاد و تعب جهاد و خوردن سنگ كفّار و تصديع و آزار كشيدن از نيزه منافقين أشرار ، رخنه در دين سيّد المرسلين كردند بسبب فساد رأى دور از صواب ، و بواسطه ء خطاى اهواى نامستطاب ، و بيقين بمضمون صدق مشحون آيه ء كلام ربّ العالمين :
* ( لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ الله عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ ) * .
ايشان بسبب ارسال أمثال اين أعمال از پيش قبل از وصول و ورود بمقام و