الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٩ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
ابن أبى قحافه كه مرا عذر ميكند عادى خدا و خصم ايزد تعالى است و از تو اى على بغايت مكروه و ممنوع است وا ويلاى بر حالم در ديدن صبح هر روز و مشاهده أسباب غم اندوز معتمدم مرد و قوّت بازويم نماند شكايت به پدرم برم ، و كفايت دشمن از پروردگار خود حضرت مهيمن خواهم .
پس آنگاه زبان مبارك باين دعا جارى گردانيد كه : اللَّهمّ انّك أشدّ قوّة و حولا و أشدّ بأسا و تنكيلا .
چون بضعه ء خير الانام باين دعا اختتام كلام نمود حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام فرمود كه : اى بنت نبىّ المعبود هرگز ويل براى تو نيست و مبادا آنكه ويل براى تو باد و بيقين ويل سجّين براى كسى است كه ايذاى تو نمود و شما را از حقّ شما منع فرمود .
اى بنت الصّفوه بقيّة النّبوّة من در دين ربّ العالمين و در آئين شرع پدرت سيّد المرسلين ( ص ) ضعيف نشدم و خطا و تقصير در مقدور خود در انصرام و انجام أمر ربّ غفور نكردم ليكن بوسيله ء المأمور معذور من چون از حضرت رسول بيچون در أمثال اين امور بصبر مأمورم فلهذا معذورم .
اگر اراده و اضطراب شما بواسطه ء بلغه و رسيدن روزى است رزق شما مضمون و ضامن و كفيل شما مأمونست .
اى بنت خير النّساء آنچه در عقبى براى شما مهيّا و مقرّر است بسيار بسيار أنفع و أفضل است از آنچه در دار دنيا از شما منقطع گشته بوثيقه ء نعم المولى و هو حسبى و نعم الوكيل كافى و محاسب تمامى مهمّات خود حضرت كافى المهمّات را .
و آن بنت حبيب الله بعد از استماع موعظه ولىّ الله فرمود كه حسبى