الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩٨
فرو نتواند شد و عجائب مفهومات قرآن بىشائبه ء گمان فانى نگردد و غرائب نكات بدايع آن هرگز منقضى نشود و ظلمات جهالت و غوايت در دنيا و طريق هدايت و نجات در عقبى بقرآن حضرت ايزد تبارك و تعالى است .
مروى و منقولست كه :
حضرت امير المؤمنين على عليه السلام روزى در محضر اصحاب آن سرور فرمود :
ابغض خلايق در نزد حضرت قادر خالق دو كس است يكى آنكه خداى اقدس او را موكل نفس آن بىحسّ گردانيد و قدرت دريافت ارادات واحد مقدس ، در حق هر كس نداد او در وقتى كه اراده ء دواعى و خواهش نفس خود را پيش نهاد و همت خود كرد و خواهد كه فريب مردم نمايد پس او جائر به قصد سبيل و ساير بغير علم و دليلست زيرا كه او را اصلا اطلاع و اخبار به حقايق ارادت اوامر و نواهى حضرت الهى و علم و آگاهى بشرايع و احكام حضرت رسالت پناهى نيست چون مرتكب شغل بدون حكم خداى عزّ و جلّ و رخصت خاتم الرسل گردد بيقين آن بيدين مشعوف بكلام بدعت و داعى بضلالت امتست پس او فتنه باشد و هر كه تابع او شود مفتون ملعون است و ضال و گمراه و دور از رحمت و عنايت اله است آنكه راضى بهدايت او گردد مضل است آنكه اقتدا و اقتفا باو نمايد در ايّام حيات او چه آن بىرؤيت حمال وزر و ذلَّت ساير اهل دعوت بمتابعت و مرهون خطيئت خود است ، و ديگر آن كس است كه جمع مال بجهت فريب جهّال نمايد و آن مال مخلوط و ملتوى بحرام و حلال صرف امت جهّال و عوام نمايد تا ظلمت فتنه برانگيزاند