الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٦٦
كمتر از آن ساعات بلكه در اقل از لمح بصر شدى بىشبه و گمان بر قادر بىامتنان بغايت سهل و آسان بودى ليكن حضرت خالق الموجودات آنات ساعات و مدارات اوقات را مثال از براى امناى ذات حق عزّ اسمه و ايجاب از جهت حجت بر خلق گردانيد پس اول آنچه عزّ و جلّ خلقان را مقيّد معجل به آن نمود اقرار بوحدانيّت و ربوبيت حضرت احديت و تكلم بر شهادت كلمه ء طيّبه اشهد ان لا اله الا الله بود چون جماعت بحكم واحد بيچون اقرار بر آن نمودند بعد از آن همگى و تمامى ايشان را بر اقرار از براى نبىّ و نبوّت و شهادت از براى آن حضرت برسالت جميع بريت امر نمود چون همه عباد مطيع و منقاد گشتند و از فرموده ء صمديت برنگشتند بر اين جماعت اوّل امر باقامت نماز پنجگانه نمودند .
پس آنگاه مأمور حضرت ربّ غفور بقيام صيام شهر رمضان بالتمام و اداء حج بيت الله الحرام مع الاستطاعة اليه سبيلا بعد از آن بجهاد پس از آن مأمور باداء زكوات از آن تصدقات و آنچه جارى مجراى آنست از مال خراج و غنيمت مأمور شدند در آن زمان منافقان گفتند :
يا محمد آيا براى پروردگار تو هيچ امر باقى است كه بر ما واجب گردانى ؟ اگر چيزى از مفروضات باقى باشد براى ما ذكر نماى تا خاطر ما ساكن و مستقر گردد و نيز معلوم ما شود كه چيز ديگر بر ما فرض و مقرّر نيست چون مكرّر اين سخن بسمع سيد البشر رسانيدند حضرت عزّ و جلّ اين آيه مباركه ء : * ( إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ ) * بخاتم الرسل مرسل و منزل گردانيد .
و ازين آيه اراده ء ولايت ما ائمة البريّه نمود و آنگاه حضرت اله انزال