الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٠ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام بر آن كسى كه قايل است بآن كه امراض بمعالجه ء اطبا صحّت يابد نه به شفاى حضرت ايزد تعالى
باين معنى نمود و شرح فارسى كه اين مترجم قليل البضاعه بر آن رساله قليل اللفظ و كثير المعنى انشا و املا كرده حقايق احوال ابى طالب را بيان فرموده هر كه اراده اطلاع بر كما ينبغى و يليق آن دارد رجوع بآن نمايد .
ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام بر آن كسى كه قايل است بآن كه امراض بمعالجه ء اطبا صحّت يابد نه به شفاى حضرت ايزد تعالى و الزام آنكه قايل است باحكام منجمان و گويد كه : اعتماد بقول كاهنان و ساحران و غير ايشانست باسناد متقدم و روايات رجال ما تقدم كه بيان آن سابقا مذكور و عيان گرديد از امام الوافى الزكى ابى محمد الحسن العسكرى ( ع ) و آن حضرت از سيد الساجدين زين العابدين ( ع ) روايت كند كه روزى حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در مجلس بهشت قرين ارم تزئين خود با بعضى از اصحاب نشسته بود كه ناگاه شخصى از مردم يونان كه دعواى فلسفه و طب و حكمت دارند از در آمد و روى بحضرت امير المؤمنين على عليه السّلام آورده گفت : يا ابا الحسن خبر مصاحب تو يعنى حضرت رسول ذو المنن بمن رسيد با او جنون بود بواسطه ء معالجه ء ايشان از ولايت خود باين مكان آمدم و آن حضرت برحمت ربّ العزت واصل و من از سعادت ملازمت و انصرام آن خدمت محروم گشتم و بمن چنين رسيد كه تو آن سيّد المرسلين را ابن عم و صهر و وصىّ آن سرورى و در تو نيز مرض يرقان ظاهر و عيان است و هر دو ساق پاى شما بغايت باريك است و بار بدن شما بر آن گران علاج يرقان شما در پيش من آسان و دواء آن حاضر است اما در غلظت ساقين شما و گنده ساختن آن مرا هيچ گونه قدرت و حيله براى آن نيست