الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٩ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
مكان و مجتمع بكف خويش تشراب مينمائيد و براى أهل و أولاد توسعه ء زاد مانند مرغان هوا بجهت ايشان كوه و صحرا مىپيمائيد تا تحصيل آب و دانه نمائيد و شما مثل كارد قصّابان در قطع أعضاء و مانند رمح سنان در أحشاء و أبدانيد از هر طرف آنچه قطع توانيد نمود و بواسطه ء أولاد و خويش ذخيره فرموده نهايت جدّ و سعى خود را مبذول و مرعى ميداريد .
امّا زعم شما در حقّ من آنست كه مرا از حضرت رسول مهيمن ميراث نيست بعد از آن اين آيت تلاوت نمود كه * ( أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ) * .
آيا شما بحكم جاهليّت و طريقه ء كفر عمل مينمائيد و ترك حكم ، خداى - عالم و او حكم است براى قوم أهل ايقان و ايمان نموديد آيا شما را علم و تميز و قدرت ادراك خوب و بد هرگز نيست يا ميدانيد ليكن خلاف آن معمول ميگردانيد ؟
يقين ميدانيد و اگر احيانا جاهل و نادان باشيد عنقريب بشما مانند آفتاب درخشان لايح و رخشان خواهد شد آخر بچه وجه و بچه دليل مرا از ميراث پدرم محمّد ( ص ) زجر و منع مينمائيد .
بعد از آن روى بجمعى از مهاجر و أنصار پيغمبر آخر الزّمان آورد گفت :
اى مسلمانان دست تصرّف مرا بر ميراث پدرم غالب گردانيد و هيچ أحدى را تصرّف در آن بقول حضرت نبىّ الانس و الجانّ بغير من و فرزندان جايز و عيان ندانيد زيرا كه تصرّف در ضياع فدك و منال در يوم لا ينفع بنون و لا مال به غير اذن رسول ايزد متعال موجب وزر و وبال و وسيله ء خلود و دوام عذاب و نكال است .
پس آنگاه روى سخن و مخاطبه بابى بكر بن أبى قحافه آورده گفت :