الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
آنكه كتاب حضرت ملك تعالى كه در ميان شما است و امور آن بغايت بيّن و و عيان و أحكامش ظاهر و اعلان و أعلامش ماهر و تبيان و زواجرش لايح و روشن و اوامرش واضح و مبرهن است شما بالتّمام آن را در پس پشت انداخته با شيطان و متابعانش ساختيد .
آيا شما از روى رغبت از قرآن رجعت نموديد يا بغير قرآن و أحكام أوامر و نواهى آن أمر و حكم نمائيد عمّا قريب شآمت اين عمل كه شما بدل آن برداشتيد بشما رسد .
آنگاه فرمود كه : * ( بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ) * * ( وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْه وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ ) * .
يعنى : ظالمان كه كفر را بدل اسلام اختيار كردند و بدل عدل ظلم را شعار كردند بسيار بسيار بدل بد و بىغايت فعل ردّ است و كسى كه بعد از اسلام مرتدّ گشته اختيار دين غير اسلام نمايد هر چند بعد از آن توبه و رجعت بحضرت أحديّت نمايد أصلا توبه و رجعت او از براى أجر آخرت در حيّز قبول شرف وصول نيابد ، و بيگمان آن كس در آن مكان از أهل خسران است مع هذا شما را در دار دنيا لبث و درنگ و مكث نيست الَّا بقدر درنگ كسى در محلّ و مكان كه او را از سكنى آن مكان كمال نفرت و اندوه و بغايت در آزار و ستوه بود و خود را بجبر و اكراه در آن جايگاه لمحه ء نگاه دارد . پس شما چرا بواسطه ء اين مكث قليل آرزوى بسيار و هوس خربان در خاطر و ضمير مستطيل ساخته هيجان فتنه و فساد و در اشتعال جمرات نار افساد سعى فرموديد ، و اجابت هاتف شيطان غاوى و اطفاى أنوار دين جلى و انطفاى پرتو نور سنن نبىّ صفىّ نموديد . و الحال با اطمينان خاطر بلكه با نهايت حرص و طمع در هر