الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٢ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
احسان حضرت قادر سبحان نسبت برسول آخر الزمان زياده از آنست زيرا كه ديوان مسخر سليمان تمامى آن شياطين مقيم بر كفر و عصيان بودند و حضرت واهب منان ديوان را از جهت اقرار به نبوّت خاتم پيغمبران مسخّر بايمان گردانيد لهذا از طوايف تسعه جنّيان و اشراف ايشان بواسطه ء اطاعت و بندگى ايزد ديان بخدمت نبى الانس و الجان آمدند يكى از آن جنّيان از نصيبين و هشت نفر ديگر از بنى عمرو بن عامر از أجنه بودند من از آنجا گذشتم و آن جماعت را ديدم و هملكان و مرزبان و نضاه و هاضب و عمير و اين طايفه آن جماعتاند كه حضرت خداى تبارك و تعالى در قرآن لازم الاذعان در حق ايشان ميفرمايد كه : * ( وَإِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ ) * و ايشان نه نفرند در آن زمان حضرت رسول قادر سبحان در بطن نخل اقامت داشتند چون اعيان و اشراف جن بخدمت رسول حضرت ، ذو المنن مشرف گشتند حضرت نبى ايزد مجيد از آن طايفه پرسيد كه چرا دير آمديد ايشان شروع در معذرت كردند و گفتند : * ( وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَما ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ الله أَحَداً ) * يعنى آن جماعت گفتند : يا رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم گمان ما جنيان چنان بود كه هنوز حضرت ايزد متعال رسول هادى بجهت هدايت امت ارسال ننمود چون تحقيق ما گرديد كه حضرت واهب متعال شما را الحال بواسطه ء ارشاد و هدايت ارباب ضال ارسال داشته بخدمت رسيديم تا از شرف صحبت كثير المنفعت تو اى سيد البريه مشرف گشته تعليم آداب شرع و ملت ترا فراگرفته باوطان خود مراجعت كرده اقوام و اقرباى خود را ما هر يك تعليم و ارشاد نمائيم حضرت نبى الرحمه ( ص )