الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٦ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
بيخ بركنده و آتش فتنه حرب و فساد آن جماعت را بآب شمشير آبدار فرونشاند و برادر رسول مجتبى بغايت مكدّر در معرفت ذات ملك تعالى بىنهايت مجدّ و مجتهد است در بندگى و اطاعت أمر ايزد سبحان و اجراى أحكام شرع بطوايف خلقان از انس و جان .
و على ( ع ) بسيار بسيار نزديك بحضرت نبىّ ايزد واهب است هم از روى حسب و نسب و هم از روى تحصيل علم و ادب و او سيّد اولياى خداى بحقّ و ناصح و أمين صادق و ساعى و كادح بجهت تمامى خلق است ، و پيوسته دامن شجاعت و مردى بر كمر و ابّهت و دلاورى بواسطه ء مجاهده با أهل نفاق و كفر مستحكم و مشمّر گردانيده ليكن شما هميشه در رفاهيّت عيش متنعّم و در سلامتى نفس خود متعيّش و متنعّم بوده بخاطر جمع أمين و مطمئن نشسته و چشم اميد شما بر آن نهج جارى است كه تمامى دواير بليّه و سوانح و صادرات غير مرضيّه روى بما آورد و شما را از شدايد آلام و مشقّت مأمون و سلامت دارد ، و شما در هنگام ظهور رنج و بليّت از طريقه ء متابعت برگشتيد بلكه در أكثر محال قتال و معارك جدال فرار بر قرار اختيار كرديد و شدايد جنگ و قتال در جمع ميدان جدال راجع بمحمّد و آل او بود .
و الحال كه آن نبىّ ايزد متعال را حضرت واهب لا يزال اختيار كرده بدار أنبياء و رسل انتقال و بمقام اصفياى عزّ و جلّ ارتحال فرموده شما حقد و كينه ء ديرينه كه در كانون سينه مضمر داشتيد ظاهر ساختيد و رداء دين را بر خلاف عادت أمين مقلوب گردانيده ايد ، كظم غاويان كه هميشه كه از ايشان در زمان حيات پيغمبر آخر الزّمان نشان نبود الحال صاحب نطق و بيان گشته و خمول گمنامان در آن زمان برطرف شده بود همگى صاحب نام و نشان شدند