الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٣٣ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
پس از آن ميفرمايد كه * ( وَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً ) * ، و بيقين اين حجاب رابع است ، بعد از آن ميفرمايد كه : * ( فَهِيَ إِلَى الأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ ) * ، اين حجاب پنجم است .
يهودى گفت : يا على ابراهيم ( ع ) با خصم كافر كه با آن حضرت منازعه نمود ببرهان نبوت و بدلايل حجت او را ساكت و مبهوت گردانيد امير المؤمنين على ( ع ) گفت :
يا يهودى چنان بود كه ذكر كردى اما محمد صلَّى الله عليه و آله و سلم بعد از بعثت ايشان ابى ابن خلف الجمحي كه مكذب احياء بعث و رسالت آن نبى الرحمه بود روزى استخوان كهنه را بخدمت آن حضرت حاضر گردانيد و گفت : يا محمد ، * ( مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ ) * ؟ آن نبى الورى بعد از اثبات نبوت خود بر او او را بمحكم آيات بينات و بحجج واضحات و براهين ساطعات مبهوت و ساكت گردانيد ، و گفت * ( يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ) * ، آن مرد بعد از استماع دلايل و براهين و با بهت و سكوت تمام منصرف و مراجعت بمنزل و مقام خود نمود ، يهودى گفت : يا على اين ابراهيم ( ع ) بتان قوم لئام خود را بالتمام شكست در هنگامى كه خداوند عز و جل بر آن قوم دغل غضب نمود آن حضرت عليه السّلام را بكسر اصنام آن طايفه عاقبت و خام امر فرمود حضرت امير المؤمنين على ( ع ) فرمود يا يهودى اگر چه ابراهيم بتان قوم خود را مكسور و آن جمعى مكسر را مقهور گردانيد اما حضرت محمد صلَّى الله عليه و آله و سلم سيصد و شصت بت از بالاى بيت الله الحرام و جزيرة العرب شكسته و نابود گردانيد و عبده اصنام را به سيف