الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
چون بمسجد رسيد و أبو بكر با عمر و جميع أصحاب از أنصار و مهاجر با جمع ديگر حاضر بودند حضرت فاطمه ( ع ) چادر بر پيش روى خويش حايل و مسدّل گردانيده بنشست [١] .
پس آنگاه ناله و آه بركشيد بنوعى كه تمامى قوم شروع در گريه و زارى نمودند و از ناله ء آن حضرت بغايت مضطرب گشتند چون بنت رسول بيچون حال مردم بدان منوال غمگين و محزون مشاهده كرد نه زمانى صبر نمودند تا شورش مسلمين في الجمله تسكين يافت و از گريستن قرار گرفتند بعد از آن افتتاح كلام صدق التيام بحمد و ستايش ايزد علَّام نموده و گفتگو و شروع در صلوات سيّد البريّات فرمود و باز مردم اظهار حزن و عناد و شروع در گريه و بكاء نمودند حضرت فاطمه نيز اندك زمانى صبر كرد چون قوم از گريه ساكت گشتند فاطمه بنت نبىّ المحمود شروع در حمد حضرت ايزد معبود نموده فرمود كه :
سپاس بىقياس مر خداى را كه بما انعام و اكرام نمود .
شكر بىاندازه و احصاء سزاوار كريمى است كه حقايق امور ضروريّه بما اعلام و الهام فرمود .
و ثناى وافر درخور عالم قادر است بوسيله ء آنچه بما مقدّم داشته از اعطاى عموم و نعم ابتدا و از احسان و ينابع آلاى بىانتها و بر اتمام جود و منتهاى والا و ترادف ديوانى نعمتهاى بىمنتها ، و متجاوز از حدّ احصاء و بيان ، و متباعد از تقابل جزاى ما و بىأمانان است . واهبى بواسطه ء كثرت موهبت و أبديّت آن ادراك أبصار انسان را متفاوت و پريشان گرداند و بر اتمام اكرام و دوام انعام بر أنام ايشان را بحمد خويش خواند ، و در هنگام اطاعت حكم لازم الاحترام او ثناى و ستايش بندگان خود در جميع أوقات ليالى و
[١] تسديل آنست كه پيش روى چيزى بندند تا روى ننمايد .