الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٠ - ذكر بيان كلام در تظلَّم حضرت امير المؤمنين على ( ع ) كه جارى مجرى احتجاج بر قوم و مشتمل بر توبيخ و تهديد و متضمن بر لؤم ، و وعيد اصحاب از جهت سعى و تأخير ايشان بر قتل معويه است
شما رسانيدم اجابت ننموديد نصيحت كردم حاضر باشيد قبول نفرموديد حكمت بر شما ميخوانم روى از آن بگردانيديد و اگر شما را موعظه بالغه و نصيحت كه نافعه است نمايم متفرق و پراكندگى اختيار مىكنيد و از استماع آن مانند حمر وحشيه يعنى مثل گورخر كه از شير گريزد آنچنان از پيش من ميگريزيد و هر چند تحريص و ترغيب شما بر جهاد اهل جور و عناد مينمايم شما بالتمام ، و همگى استماع كلام من نمىنمائيد و هر يك بطرف ديگر متفرق ميگرديد كه مبادا شما را در يك مقام و مأوى بيند ، و گويد كه حاضر شويد و استعداد حرب و جهاد نمائيد لكن چون مراجعت بمجالس خود كنيد حلقه حلقه مربع مىنشينيد ، و براى يك ديگر مثلها مىزنيد و شعر مىگوئيد و مىخوانيد و خبرها ميگذرانيد تا آنكه متفرق شويد همان نوع بىرويت و بنيان در ميان است و چون متفرق گرديد اگر شما را از اشعار سؤال كنند جاهليد كه اصلا علم بر آن نداريد و غافليد ، كه بهيچ وجه من الوجوه ورع و تقوى بخاطر نمىآريد و متبع يك ديگر هستيد كه خوف خداى تعالى و رسول ( ص ) نداريد حرب و استعدادش را فراموش و بلذات دنيا مشغول و مدهوش دلهاى خود را فارغ از ذكر و فكر حرب ساخته و بدلايل و ضلايل خود را از قتال و جدال مشتغل گردانيده بحرب و جهاد اهل جور نپرداخته ، عجب است و چگونه تعجب نباشد مرا از اجتماع قومى كه باطلاند يعنى اصحاب معويه كه با امام ضالاند و از عدم اجتماع قومى و اتّفاق شما با امام عادل و واپس شدن شما را از حق خود يا اهل كوفه شما مانند عورتى كه بواسطه فرزند سعى بسيار نمائيد تا حامله شود و بعد از آن در محافظت حمل تقصير و خود دارى كنيد تا آنكه آن بچه از