الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٦٦ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
اى ياران پس مردمان چرا ابو بكر را صديق و عمر را فاروق مىنامند و آن دو نفر را باين دو اسم ميخوانند ؟
سلمان گفت : چنانچه ايشان غصب خلافت رسول از حضرت على ( ع ) نموده تصرف در آن فرموده اند ، اين دو اسم را نيز بغير حق اضافه بخود نموده مانند امارت مؤمنان كه تصرف در آن نيز نموده اند ، و حال آنكه رسول خداى متعال ما و ايشان بلكه همگى خلقان را امر كرد كه تا ما بالتمام بامارت مؤمنان بر حضرت ولى ايزد سبحان على ( ع ) سلام كرديم ، قاسم بن معويه روايت كند كه من روزى از حضرت امام الهمام جعفر بن محمد عليهما السّلام پرسيدم كه :
يا ابن رسول الله اين جماعت حديث در باب معراج ايشان روايت ميكنند كه چون رسول حضرت بيچون در هنگامى كه بمعراج رفت و در عرش واهب علام منزل و مقام گزيد بر قوايم عرش مكتوب ديد كه :
* ( لا إِله إِلَّا الله ) * * ( مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله ) * ابو بكر الصديق و عمر الفاروق - چون حضرت امام الناطق جعفر الصادق الامين رضوان الله عليهم اجمعين اين سخن شنيد گفت :
سبحان الله اين جماعت تغيير اكثر اشياء بلكه همه آن نمودند تا آنكه در اين نيز تغيير فرمودند گفتم نعم يا ابن نبى الورى ، آن حضرت گفت : بدرستى خداى تعالى چون ايجاد و خلقت عرش بر وجه اتم و اكمل نمود بر آن عرش اعظم مكتوب فرمود كه : لا اله الا الله محمد رسول الله و على امير المؤمنين ، و نيز چون خالق آب را خلق كرد ، و در مجرى آن نوشته كه :