الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٢ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
گفتند : نه .
صاحب ديوان در كتاب خود گفته : كه مهراس عبارتست از كوهى كه آب داشته باشد ، و صاحب صحاح اللَّغه در كتاب خويش بيان نمود كه :
مهراس عبارت از سنگ منقور است كه گاهى در آنجا چيزى كوبند و گاهى از آب آن مكان وضو كنند و الله أعلم .
بعد از آن ولىّ ايزد منّان گفت : اى قوم شما را بخداى تبارك و تعالى سوگند ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ كسى هست كه حضرت رسول ايزد واهب از براى او گفته باشد كه تو از جميع أباعد و أقارب بمن أقرب در يوم القيمه - خواهى بود و بشفاعت تو در آخرت بيشتر از عدد مضر و ربيعه داخل جنّت گردند غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما كسى است كه حضرت رسول ( ص ) او را گفته باشد كه هر گاه من لباس جديد پوشم بايد كه تو نيز ملبّس بلباس جديد گردى غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم سوگند ميدهم كه آيا در ميان شما كسى هست كه حضرت رسول خداى تبارك و تعالى در حقّ او فرموده باشد كه : تو و شيعه و پيروان تو در روز قيامت مفلح و رستگاريد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول ( ص ) در حقّ او فرموده باشد كه : كسى دعوى مودّت