تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣ - شرح آيات
كنيد.» در برابر تعبير قرآن كريم در اين جا اندكى توقف مىكنيم كه گاه مىگويد
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و زمانى ديگر مىگويد أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ كه فعل امر «اطيعوا» را همچون در اين مورد بار ديگر اضافه مىكند. آيا واو عطف به تنهايى براى رساندن همين معنى كفايت نمىكرد؟
پاسخ چنين است: هر يك از دو تعبير سايههاى خاصى در معنى و در نفس دارد، و شايد عطف كردن با واو بيان اين مطلب باشد كه فرمانبردارى از رسول دنباله و امتدادى از فرمانبردارى از خدا است، در صورتى كه عطف با واو همراه با فعل «أطيعوا» تأكيدى بر آن است كه جدا كردن اطاعت از خدا از اطاعت رهبرى مكتبى غير ممكن است،/ ٣٢ و بعضى چنان تصوّر كنند كه بنا بر قرآن بايد به اطاعت از خدا اكتفاء شود و اطاعت ديگران از رسول يا امام يا عالم ضرورتى ندارد ... و نكته لطيف آن كه چنين تعبيرى در سوره تغابن آمده كه از دشوار بودن جدايى ميان فرمانبردارى خدا و فرمانبردارى از رسولش در آن جا سخن گفته است كه كافران گفتند أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنا (آيه ٦) و هدفشان آن بود كه اين دو اطاعت را از يكديگر جدا كنند. خدا مؤمنان را از نافرمانى خود و رسولش و تولى به جز آنان بر حذر مىدارد و مىگويد
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ- پس اگر روى برتابيد، آنچه بر عهده فرستاده ما است ابلاغ كردن آشكار (پيام) است.» همين براى بر حذر داشتن مردمان و تهديد كردن كافران بسنده است.
[١٣] و در آن جا كه قرآن ايستار كفر و تولى را از ناحيه كفار در برابر فرستادگانشان، از آن لحاظ كه بشرى همچون خود ايشانند، مورد انتقاد قرار داد، و در نتيجه از شأن ايشان و بهانه آوردن براى نافرمانيشان كاست، در اين جا بيان قرآن درباره فرمانبردارى از رسول (رهبر ربّانى) تأكيد مىكند. با الهام از شيوهمندى متعادل حقيقت توحيد به عنوان مرزى براى تقديس پيامبران و اولياء رهبر نبايد به هيچ وجهى از وجوه آنان را شركاى خدا يا نيمه خدايان تصوّر كرد، و اين كارى است كه