تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣ - شرح آيات
ايمان به خدا اصل است ولى جز با تسليم شدن به فرستادهاش كامل نمىشود كه در نتيجه رسالت الاهى به صورت يك واقعيت فرهنگى و قرار گرفتن در زير پرچم رهبرى مكتبى در مىآيد، و ناگزير مىبايستى حالت واقعيتى تفصيلى پيدا كند كه تأثير آن همه نواحى زندگى فرد و اجزاء گوناگون آن را فرا گيرد و، به عبارت ديگر، ايمان به خدا و رسولش تنها عقيدهاى در قلب نيست، و صورت ظواهر و آداب محض را ندارد، بلكه برنامه گونهاى از زندگى است كه مىبايستى شخص (خواه به صورت فردى و خواه به صورت جمعى) ملتزم نسبت به آن بوده باشد.
«وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا- و به نورى كه فرو فرستاديم.» قرآن از آن روى نور است كه آدمى را از تاريكيهاى نادانى و كفر بيرون مىآورد، و نهفتههاى عقل او را آشكار مىسازد، و انگيزههاى خير و نيكى را در ضمير وى پرورش مىدهد، و برنامههاى درست زندگى را براى او طرحريزى مىكند. و كدام روشنى و نور است كه از ريسمان پيوستگى با خدا و كتاب او نيرومندتر و بزرگتر باشد كه آدمى را به خداى «نور السماوات و الارض» مىرساند؟!/ ٢٢ و در سورههاى نور و صفّ سخن از آن رفت كه رهبرى مكتبى خود مظهر و تجلّى نور خدا است، بدان سبب كه صورت گويايى براى كتاب خدا و نمونه برترى براى رسالتهاى او است، و اين كه پيروى از آن راههاى فرعى زندگى را براى آدمى در روشنى قرار مىدهد، و از همين جا است كه در حديث به جا مانده از امام باقر- عليه السلام- چنين آمده است: «نور امام در دلهاى مؤمنان روشنتر از نور خورشيد درخشان در وسط روز است». [٤] اسلام اصيل و راستين ايمان را فقط اعتقاد (به خدا و رسول و نور) نمىداند، بلكه ايمان تسليم شدن به خدا است، و پيروى از رسولش، و به كار بستن كتاب، و به عبارت ديگر: ايمان عبارت است از عمل پيوسته و استوار و خالصى كه
[٤] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٤١.