تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٨ - شرح آيات
مىكند، و تفصيلات دقيقى در اين امور و متناسب با عقل و احساسات انسان در اختيار ما مىگذارد، چگونه ممكن است چنين رسالتى سبكسرى بوده باشد و آن كه رساننده آن به مردمان است ديوانه خوانده شود؟!! و آيا امكان آن هست كه غير ديوانهاى نسبت به دريافت حقيقت رسالت كه نعمت و نور است تجاهل كند و چنان پندارد كه آن ديوانگى است و كينه جويى و تاريكى؟! و شايد از كلام خدا به صورت «أنت» بتوانيم چنين استنباط كنيم كه آن كس ديوانه است كه تفاوت ميان آنها را تشخيص نمىدهد و نه تو اى رسول اللَّه.
هنگامى كه در گفته خدا: «بنعمة ربّك» تأمل مىكنيم، به دو انديشه هدايت مىشويم: نخست اين كه: عظمت پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- به خودش نيست بدان سبب كه بشرى همچون ديگر افراد بشر است، بلكه به رسالت پروردگارش است (كه نعمتى از خدا بر او است)، و پروردگار ما سبب يعنى «نعمت» را از آن روى مقدم داشته است كه مىخواسته اين مطلب را بيان كند كه سبب ديگرى جز رسالت وجود ندارد كه پيامبر عظمت و رسيدن به كمال عقل خود را از آن به دست آورده باشد، و دوم اين كه: اضافه كردن كلمه «نعمت» به كلمه «اللَّه» سبحانه و تعالى اين پندارهاى كافران را سخت نابود و باطل مىسازد كه او وحى را از جنّيان دريافت مىكرده است فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً. [٧] [٣] ثانيا: نتايج و دستاوردهاى بزرگى كه رسول در دنيا به آنها دست يافت و آنها كه در آخرت به وى خواهد رسيد، آشكارا نشان داد كه رسالت وحى است، و اين كه پيامبر بزرگترين آفريدگان است، و اين كه نادانى ايشان علت آن است كه نمىتوانند عظمت و جنون را از يكديگر باز شناسند، و نيز تفاوت ميان رسالت غيب را با اسطورهها و افسانههاى گذشتگان. چگونه چنين شد؟
كافران و مشركان رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- را از آن جهت ديوانه مىخواندند كه نداى تغيير ريشهدار و فراگير تمدنى، نه تنها براى جامعه
[٧] - الفرقان/ ٤.