تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤١ - رهنمودهايى از آيات
پس آنان را با طوفان هلاك كرد، و در اين جا سياق ما را به حقيقتى اساسى رهبرى مىكند، و آن اين است كه سنت جزا مرهون به خود انسان است، پس همچون عدالت الاهى جريان پيدا مىكند، هر چند مظهر قدرت الاهى نيز هست، و اگر در اسباب هلاك هر قوم به جستجو بپردازيم، آن را در اعمال و تلاشهاى آنان مىيابيم و نه در چيزى ديگر، و اين درست همان قصه قوم نوح با طوفان است.
«مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً- كه به سبب گناهانشان غرق شدند و به آتش درآمدند.» غرق شدن در دنيا نصيب ايشان شد، و مرگ آنان را به عذاب بد آخرت انتقال داد كه در آن آتش جهنم چشم به راه هر كافر و مشرك است، و مرگ ايشان در تاريكيهاى ژرف امواج سبب رهايى يافتن از آتش جهنم در برزخ نشد، بدان جهت كه اين آتش در وجود ايشان نهفته بود.
«فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصاراً- و ياورانى براى خود جز خدا نيافتند،»/ ٤٢١ كه مانع رسيدن عذاب به ايشان شوند، يا همراه با ايشان به مقاومت در برابر خواست و مشيت خدا ايستادگى كنند، چنان كه مشركان با پرستش بتان بشرى و سنگى و جز آن چنين توقعى دارند.
«وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً- و نوح گفت
پروردگارا، از كافران بر روى زمين هيچ يك را بر جاى مگذار.» ديّار- چنان كه معلوم است- به معنى كسى است كه در خانه و ديار زندگى مىكند، و اين حقا دعوت به عذابى از ريشه برانداز آن مردم است كه به فرمان خدا به قوم نوح رسيد و جز كسانى كه دعوت نوح را پذيرفته بودند و همراه با او در كشتى سوار شدند، همه را هلاك كرد، و از اين جا به آن رهبرى مىشويم كه عذاب ريشه كن براى آن مىآيد كه زمين را از عناصر فاسدى كه اندرز و نصيحت هيچ فايدهاى براى آنان ندارد پاك كند، و مايه تنفيذ برقرار ماندن وجود انسان آن حق است كه وى در طبيعت و شخصيت و هستى خود دارد و چون از هر حقّى تهى