تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٩ - رهنمودهايى از آيات
طبيعى است كه هر كس كه مال را براى مصالح حقيقى خويش به كار نبرد، با افزون شدن مال زيانكارى او نيز افزايش پيدا مىكند، و به همين جهت پروردگار ما سبحانه و تعالى گفته است مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً بدان سبب كه معنى در اين جا شامل هر دو طرف تابع و متبوع مىشود.
[٢٢] در قلب انسان عقلى است كه با ارزشهاى صدق و صلاح درخشندگى پيدا مىكند، و وجدانى وجود دارد/ ٤١٩ كه در هر انحرافى بيدار مىشود و به محاكمه دارنده خود قيام مىكند، و در هر جامعه انسانى عرف عامّى است كه مجرم را در معرض نكوهش و لعنت قرار مىدهد ... و اين همه مجرم را بر آن مىدارد كه به ساختن و پرداختن فرهنگى شايسته نيكو جلوه دادن عمل خود بپردازد و خود را از توبيخ ضمير و محاكمه فطرت نجات دهد، و او را به مقاومت در مقابل مصلحان و خيرخواهان جامعه و خاموش كردن بانگ معارضه ايشان برانگيزد، تا شايد از نكوهش و محكوم شدن به توسط ايشان رهايى يابد، و ممكن است همين سبب آن بوده باشد كه انسان هر چه جرم و گناهش بيشتر شود، مكر و كيدش نيز افزونتر مىشود، بدان سبب كه نيازمند آن است كه از ملامت ضمير خويش و محكوم شدن در برابر عرف عام بگريزد.
«وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً- و به مكر و حيله پرداختند با مكرى بزرگ.» بر نسبت نافرمانى و گمراهيشان، و همين امر اندازه توجه مستكبران و دنبالههاى آنان را در اين روزگار كه جريمه و گناه در آن رو به افزايش است تفسير مىكند كه در آن مستكبران با دستگاههاى تبليغاتى خود به سركشى و طغيان مىپردازند، و حتى نزديك است كه بودجه تبليغاتى گاه با بودجه نظامى برابر شود.
[٢٣- ٢٦] بزرگترين مكر آنان سفارش كردن يكديگر به باطل و گمراه كردن يكديگر است، براى آن كه انحراف باقى بماند و گمراهى برقرار باشد.
«وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً- و گفتند: خدايان خود را رها مكنيد، و از ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر دست مكشيد.»