تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٥ - رهنمودهايى از آيات
فرصتى براى تفكر در خصوص رسالت و مسئوليتهاى آن به مصرف برسد، يا در انتظار قبول خرسنديهاى خدا از ايشان يا در معرض بخششهاى او قرار گرفتن به صبح بينجامد، و در آن توشهاى براى قدرت يافتن بر كار پيوسته و استحكام روح ايمان و تسليم در وجودشان به چنگ آورند.
ولى كوششهاى نوح فايدهاى براى قوم او نداشت، بدان سبب كه ميان ايشان و دعوت وى پردههايى ستبر از اصرار و چالش كوركورانه در برابر حق وجود داشت، و حتى بر گريز ايشان از او و دورى از حق مىافزود، و اين خود يكى از خصوصيات مبارزه ميان حقّ و باطل است كه هر چه جبهه حق در حركت و پيشرفت خود به درجه بالاترى صعود كند، جهل و خشونت و عناد جبهه باطل افزونتر مىشود.
«فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً- پس دعوت من چيزى جز گريز ايشان را افزايش نمىداد.» مفسران پرسيدهاند كه: چگونه ممكن است كه دعوت نوح سبب فرار قوم او از حق شود؟ ولى اين مسئله طبيعى است و ما در جاهاى فراوان از تفسير خود در اين باره تأكيد كردهايم كه در درون انسان ضميرى است كه او را به حق مىخواند (فطرت و نفس لوّامه و عقل او) و در آن هنگام كه كافران به ردّ و رفض ايمان عزم جزم مىكنند، با جنگى نفسانى و باطنى با ضمير خويش رو به رو مىشوند كه آنان را به چالش با عقل و و جدان خويش دعوت مىكند، و يكى از وسايل تحدى و چالش در برابر حق گريختن از مجالس دعوت و دعوت كنندگان به حق است، و اين همه براى آن است كه نفس به بدى و ناپسندى گناه قانع شود، و در جهان سياست بر كسانى كه ناظر بر اوضاعاند اين نكته پوشيده نيست كه وجود جنبشهاى مكتبى در يك جامعه بر نظام موجود/ ٤٠٧ به صورت واكنشى تأثير مىكند، و سبب افزوده شدن ظلم و سركوبى اصحاب دعوت مىشود، و از آن روى دعوت او در آيه صورت «دعاء» بيان شده كه در حقيقت طلب نجات ايشان از عذاب اليم است.
«وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ- و من هر وقت كه آنان را به آن دعوت كردم كه تو آنان را بيامرزى.»