تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٠ - شرح آيات
«لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ- مخصوص كافران است و بازدارندهاى در مقابل آن وجود ندارد.» كه آن را از ايشان دور كند و به دفع آن بپردازد، و قدرت يك نفر بايد چه اندازه باشد تا بتواند عذابى را دفع كند كه آسمان را چون روغن گداخته و كوهها را به صورت پشم زده درآورده، و روابط دوستى صميمانه ميان دوستان و منسوبان را با هول و شدت خود از ميان برده است! و انسان در آن هنگام هيچ انديشهاى جز رهايى شخص خود ندارد، پس درباره ديگران حتى پرسش هم نمىكند تا چه رسد به اين كه براى دفع عذاب از آنان تلاش كند؟! آرى، هر كس در چنان روزى تنها به فضل و رحمت خدا و با عمل صالح خود مىتواند از جان خود عذاب را دور كند، و كافران رابطهاى ميان خود و خدايشان باقى نگذاشتهاند تا مشمول رحمت او شوند، بلكه همه درهاى رحمت را با كفر و گردنكشى و طغيان نسبت به حق و فرستادگان خدا بستهاند، و براى آخرت و آينده خود هيچ عمل صالحى را از پيش نفرستادهاند.
در پرتو اين آيه شايسته چنان است كه انسان از برابر نفس و عقل خود پردههاى گمراهى و شرك تجسم يافته در عقايدى سفيهانه را دور كند كه او را به سوى مهلكهها و شهوات و مخالفت با حق متمايل مىسازند، و چنان گمان دارد كه يكى از جنّ يا انس يا بتان او را از عذاب و سطوت خدا نجات خواهد داد، يا به اين عقيده باطل معتقد است كه خدا به سبب رحم و مهربانى فراوانى كه دارد بندگان خود را عذاب نخواهد كرد، و چون چنين است طمع در آن مىورزد كه بر بال تمنيات و آرزومنديهاى خويش سوار شود و بدون هيچ سعى و عملى به سوى بهشت پرواز كند!/ ٣٤٣ از گفته «للكافرين» چنان مىفهميم كه در روز واقع شدن عذاب آنان مدافعى ندارند كه عذاب را از ايشان دور كنند، نه از خودشان و نه از آنها كه شريك خدا قرار داده بودند و نه از جانب خدا. و كدام نيرو است كه بتواند در برابر اراده خدا اظهار وجود كند تا كافران به آن متشبّث شوند؟ عذاب از بشرى همچون خودشان به آنان نمىرسد تا بتوانند به دفع آن بپردازند، و نه از مخلوقى ديگر.