تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٩ - شرح آيات
پروردگار عزيز بزرگى عذاب و اندازه هول و هراس حاصل از آن را توصيف نمىكند، بلكه به تأكيد درباره واقعيت آن مىپردازد و مىگويد: «واقع»، و اين ما را به حقيقتى فطرى و عقلى رهبرى مىكند كه هيچ كس در پذيرفتن آن ترديد به خود راه نمىدهد، و آن اين كه نادان بودن شخص به حقايق مستقر در واقعيت، يا خود را به نادانى زدن و تكذيب آنها چيزى را تغيير نمىدهد. آيا خيال مىكنيد كه اعتقاد وجود يگران (اگزيستانسياليست ها) به اين كه هستى وجود خيالى است كه، همچون سراب، به نظر انسان مىرسد، سبب از بين رفتن وجود شده يا چيزى را از واقع و واقعيت تغيير داده است؟ آيا كور كه اطراف خود را نمىبيند اين نديدن ناديدنيهاى او را نابود مىكند؟ هرگز ... و اين كه پيشتر گفتيم كه كلمه «واقع» دلالت بر گذشته دارد، در اين جا اين كلمه براى تأكيد بر حتمى و بدون شك و ترديد بودن وقوع آن آمده است، بدان جهت كه قضا و قدر الاهى آن را به صورت تقديرى حتمى و قضايى مبرم درآورده است.
/ ٣٤٢ چنان مىنمايد كه سؤال همچون سؤال كسى كه خواستار فهم مطلبى باشد طرح نشده، بلكه پرسش فردى است كه تكذيب مىكند و پرسش خود را با تمسخر و استهزاء عرضه مىدارد، و به همين جهت فعل را به وسيله باء متعدى ساخته و به آن معنى تكذيب داده است، و چنان است كه گفته شده باشد: سال سائل مكذّب بعذاب واقع. و به همين گونه نص به ما الهام مىكند كه آنچه پرسنده را به پرسش برانگيخته، طلب معرفت نبوده بلكه ترديد و شك نسبت به آن را در نظر داشته است.
هنگامى كه عذاب خدا وقوع پيدا مىكند، چهره جهان و پيوستگيهاى اجزاء آن به يكديگر دگرگون مىشود، و آسمان به صورت روغن گداخته و كوهها همچون پشم زده و حلّاجى شده درمىآيد، و هيچ دوستى حال دوست خود را نمىپرسد، ولى جهان از چارچوب قدرت و اراده خدا خارج نمىشود و نابسامانى در آن پديد نمىآيد، و اين كار بنا بر تقدير خدا صورت مىگيرد، و عذاب جز بر كسى كه خدا بخواهد وارد نمىشود، و چون زمان آن برسد، خواهى ديد كه جز كافران كسى گرفتار آن نمىشود، و كافران در مقابل آن به هيچ وسيله دفاعى از خود دسترس ندارند.