تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٨ - شرح آيات
عيسى بن مريم وجود دارد ... گفت: پس حارث بن عمرو الفهدى خشمناك شد و گفت: «خدايا! اگر اين حق و از جانب تو است كه بنى هاشم از يكديگر ارث مىبرند و هر قلى پس از هر قل ديگر خواهد بود، پس بر ما سنگى از آسمان فرست يا به عذابى دردناك گرفتارمان ساز» پس آنچه حارث خواست نازل شد، و اين آيه فرود آمد وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ سپس به او گفت: اى عمرو! يا/ ٣٤١ توبه كن يا از مدينه خارج شو، و او گفت
اى محمّد! آيا براى ديگر افراد قريش چيزى از آنچه در دستهاى تو است باقى خواهى گذاشت؟ بنى هاشم همه بزرگى عرب و عجم را بردند، پس پيامبر گفت
اين به دست من نيست و خواست خداى تبارك و تعالى است، پس گفت
اى محمّد! قلبم به من اجازه توبه كردن نمىدهد ولى از تو دور مىشوم، پس مركب خود را خواست و بر آن سوار شد و چون به پشت مدينه رسيد جندلهاى (يعنى پاره سنگى) آمد و سرش را شكافت و سپس وحى بر پيامبر (ص) نازل شد و او «نخستين آيات از سورة المعارج» را تلاوت كرد». [٢] «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ- پرسندهاى خواست كه عذابى واقع و نازل شود.» سؤال سؤال كننده نه تنها از مشكوك بودن درباره وعده خداى عزّ و جلّ خبر مىدهد، بلكه حالتى از استهزاء و چالش را نشان مىدهد كه فرهنگ جاهليت مردمان را به آن مىخواند و رسالت براى آزاد كردن مردم از همين فرهنگ از جانب خدا بر عهده پيامبرش (ص) قرار گرفته بود، و كينههاى نهفته در دلها عليه رسول و رسالت نيز در پيدا شدن اين سؤال سهمى داشته است.
آيه كريمه- همچون ديگر آيات قرآن- چيزى گستردهتر از يك حادثه تاريخى است، بلكه هر ايستار استهزاى حق و تكذيب كردن آن را شامل مىشود.
[٢] - همان منبع، ص ٤١٢، آن را ابو عبيده و ثعلبى و نقاش و سفيان بن عيينه ياد كردهاند، و رازى و نيشابورى به آن اشارهاى دارند، و قرطبى نص روايت را در تفسير خود آورده، و حسكانى در شواهد التنزيل.