تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢١ - شرح آيات
مترفان به آن نيازمندند كه اين انديشه را در ذهنهاى خود حاضر داشته باشند تا مگر آنان را به دادگرى و به كار بردن سلطه در راه مورد رضاى خداى عزّ و جلّ هدايت كند ... و دو آيه ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ* هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ زبان حال هر گردنكش و حاكمى است كه دست قدرت و مجازات در دنيا، پيش از آخرت او را فرو كوفته است.
دوم: سلطان به معنى اراده، چه صورت آشكار از كلمه هيمنهاى است كه اراده شخص تسلط يافته را نافذ و روان مىسازد، و اين يكى با هر معنايى كه كلمه به آن اشاره مىكند سلب مىشود، بدان سبب كه سلطه مخصوص حق است و هر كس كه به آن تمسّك كرده باشد.
/ ٣٠٤ آيه بعدى در آن جا به اين معنى تأكيد مىكند كه خدا به فرشتگان عذاب فرمان مىدهد كه بر دشمنان او غل و زنجير نهند كه همچون علامتى براى سلب شدن آزادى از ايشان بوده باشد، و چنان شود كه در ضمن عذاب ديدن حتى قدرت تكان خوردن هم نداشته باشند.
«خُذُوهُ فَغُلُّوهُ- او را بگيريد و با غل و زنجير ببنديد.» «پس واى بر گرفتارى كه عشيرهاش نمىتوانند او را نجات دهند و از قبيلهاش براى او كارى برنمىآيد»، رسول اللَّه (ص) گفت: «سپس صحيفه و نامه او مىآيد كه در پشت سر او پرواز مىكند و در طرف دست چپ او قرار مىگيرد، و آن گاه فرشتهاى مىآيد و سينهاش را مىشكافد تا به پشتش برسد، و سپس دست چپ او را مىپيچاند و به او مىگويد: نامهات را بخوان و او مىگويد: اى فرشته! چگونه بخوانم و حال آن كه جهنم پيش روى من است؟ گفت: پس خدا مىگويد: گردنش را بكوب، و ستون فقراتش را بشكن، و پيش سرش را به سوى پاهايش بكش، و سپس مىگويد كه او را بگيريد و دربند كنيد، و براى بزرگداشت گفته خدا هفتاد هزار فرشته غلاظ و شداد با يكديگر به مسابقه مىپردازند: بعضى به كندن ريشهاى او مىپردازند، بعضى ديگر به شكستن استخوانهايش، گفت: پس مىگويد: چرا رحم نمىكنيد؟ گفت: پس مىگويند: اى بدبخت، چگونه به تو