تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٢ - شرح آيات
رحم كنيم در حالى كه پروردگار ارحم الراحمين به تو رحم نكرده است؟ مگر اين تو را آزار مىدهد؟، و او مىگويد: آرى، سخت عذابم مىدهد، گفت: پس مىگويند: اى شقى! چطور است كه تو را به آتش در افكنيم؟ گفت: پس فرشتهاى فشار بر سينهاش وارد مىآورد كه بر اثر آن هفتاد هزار سال رو به پايين در حركت مىماند». [٦٦] و امير المؤمنين (ع) گفت: «و اما اهل معصيت را در آتش خوار و ذليل مىكند، و پاهايشان را مىبندد، و دستهاشان را با بند به گردنهاشان مىآويزد، و بر تنهاشان پوششهايى از قطران مىپوشاند و ...»، [٦٧] و فرمان خدا بيشتر مخصوص طاغيانى از حكام است كه بر گردنهاى مردمان تسلط پيدا كردند، و بسيارى از پاكان و صالحان فدايى فرمانهاى زندان و عذاب و كشتن ايشان شدند. و صاحب الكشاف گفته است كه اين آيه درباره ابو جهل نازل شده و او بر مردمان تسلط داشته و نسبت به ايشان تكبّر به خرج مىداده است. [٦٨]/ ٣٠٥ [٣١- ٣٧] و پس از بسته شدن مجرمان فرشتگان فرمان مىيابند كه يكى از آنان را به آتش اندازند.
«ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ- پس به دوزخش درآوريد.» طبيعى است كه انسان در هنگام رو به رو شدن با خطر به دفاع از خود يا به گريختن از معركه بپردازد، ولى مجرمان دست و پا بسته در آن واحد عذاب جهنم و عذاب غل و زنجير هر دو را با هم مىچشند، و اين از سختترين گونههاى عذاب است كه كسى را آتش در حال سوزاندن باشد و او هيچ راه فرار و مقاومتى در برابر خود نيابد.
رازى از مبرّد نقل كرده است كه: «أصليته النّار» يعنى او را وارد آتش
[٦٦] - بحار الانوار، ج ٨، ص ٣٢٠.
[٦٧] - همان كتاب، ص ٢٩٢.
[٦٨] - الكشّاف، ج ٤، ص ٦٠٤.