تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٩ - شرح آيات
مىشود كه با آن، از طريق انفاق كردن در راه خدا، كارهاى خير و صالح صورت گيرد ... و اصحاب الشمال چنين نمىكنند، بدان جهت كه به حساب و جزا كافرند./ ٣٠٢ و آيه ما را به معنى لطيفى از توانگرى و ثروتمندى متوجه مىسازد كه با وجود مال و فراوانى آن تحقق پيدا نمىكند، بلكه به مصرف كردن آن در زندگى در راهى است كه نقش و هدف آن به شمار مىرود، چه اصل معنى كلمه غنى از رفع كردن نياز و حاجت است، و با وجود آن كه مال بعضى از نيازمنديهاى ظاهرى مترفان و فريفتگان به آن را برمىآورد، و از طريق مال است كه ايشان به بسيارى از چيزهاى ناسره و فريبنده مىرسند، اين چيزى نيست كه بتوان آن را غنا و ثروتمندى ناميد، بلكه غناى حقيقى با برآوردن نيازمنديهاى حقيقى بشر حاصل مىشود كه مهمترين آنها خرسندى خدا و دور شدن از آتشى است كه اصحاب الشمال و مخصوصا مترفان ايشان اموال خود را هرگز براى رفع كردن اين نيازمندى مصرف نمىكنند.
«ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ- مال من نيازم را برطرف نكرد.» احاديث امامان راهنما معنى اصيل غنا را براى ما بيان كرده است، امام على (ع) گفت: «توانگرى و درويشى آن گاه آشكار شود كه- در قيامت- عرضه بر خدا شود». [٦٢] مردى نزد امام صادق (ع) آمد و از فقر شكايت كرد، و امام به او گفت: «چنان نيست كه تو مىگويى، و من تو را فقير نمىدانم»، پس او گفت
اى سرور من، چگونه نمىدانى، و گوشهاى از فقر خود را بيان كرد و صادق (ع) او را تكذيب مىكرد تا آن جا كه گفت (ع): «به من بگو كه اگر به تو صد دينار بدهند تا از ما بيزارى جويى، آيا آن را مىپذيرى؟» گفت، نه، و امام پيوسته بر مبلغ مىافزود تا به هزارها دينار رسيد و آن مرد پياپى سوگند ياد مىكرد كه چنان نخواهد كرد، پس به او گفت: «آيا كسى كه پيش او كالايى است و با اين اندازه مال كه در برابر آن مىدهند حاضر نيست آن را بفروشد فقير است؟». [٦٣] و عمل صالح و
[٦٢] - نهج البلاغة، كلمات قصار، ٤٥٢.
[٦٣] - بحار الانوار، ج ٦٧، ص ١٤٧.