تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١ - شرح آيات
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ، [١٠]/ ٣٠ وضع خود را تغيير دهد، و تا آن جا كه بتواند با دعا و صدقه دادن از خداوند طلب يارى و مددكارى مىكند، چه ايمان دارد كه او بر هر چيز توانا است، و هر چه را كه بخواهد محو مىكند يا آن را باقى نگاه مىدارد، و چون خدا گفته است كه ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، [١١] بنا بر اين مصيبت در نزد مؤمن به صورت عمل كردن به برنامههاى خدايى و در نتيجه به رسيدن به راه حل آن تحوّل پيدا مىكند، و اين خود از منابع هدايت و راهيابى است.
«وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ- و خدا به هر چيز كاملا دانا است.» اين خاتمه روح تسليم شدن به قضاى الاهى را در هر مؤمن استوار مىسازد، چه به تأكيد مىداند كه اذن و تدبير خدا برخاسته از علم او است، پس آنچه به بنده مىرسد براى حكمتى است كه خدا آن را مىداند، و نتيجه علتهايى است كه آن را احاطه كرده است.
در آيه توجهى لطيف مشاهده مىشود كه با نظريه جبر كه مورد بحث بسيارى از مفسران در اين آيه قرار گرفته، ارتباط دارد، چه بعضى چنان گمان كردهاند كه آدمى در زندگى، ما دام كه خدا شؤون او را- همچون مصيبتها- مقدّر مىسازد، و آن را به هر گونه كه خواهد به جريان مىاندازد، اختيارى ندارد! ولى قرآن اين مشكل را به اختصار و به روشى بليغ حل كرده و درباره نقش انسان در ساختن واقعيت و سرنوشت خودش چنين تأكيد كرده است وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ- و هر كه به خدا ايمان داشته باشد، خدا قلب او را هدايت مىكند».
پس هدايتى كه از جانب خدا است، جز از راه ايمان داشتن خود انسان به خدا به دست نمىآيد، و بنا بر اين خير و شرّ زندگى، و شادى و ناشادى آن همه را مىتوانيم با اين بصيرت تفسير كنيم.
آخرين پرسش در مورد اين آيه آن است كه: پروردگار ما چرا گفت «يهد
[١٠] - الرّعد/ ١١.
[١١] - غافر/ ٦٠.