تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٤ - اولا
شبيه است به گفته خداى تعالى فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا. [٦٠] سياق در تخطئه و تسفيه اين گمان واهى كه مجرمان و مسلمانان با يكديگر برابرند پيش مىرود، در آن جا كه مىبينى بسيارى از مجرمان و گناهكاران بر شركا و انداد تكيه مىكنند، و چنان مىپندارند كه اينان سبب رهايى ايشان از چشيدن اعمال زشت خودشان خواهند شد، و گمانشان اين است كه شركاى پندارى خدا مىتوانند به/ ٢٤١ حكم شركت در ملك و تدبير در او مؤثر واقع شوند، سبحان اللَّه، و به همين سبب است كه آنان را معتقد حتمى به شفاعت مىيابيم كه مقتضى نجات حتمى ايشان بر اثر خرده خدايان همچون بتان و فرشتگان و جن و اوليايى است كه بعضى از مردم آنان را شريك در پروردگارى مىانگارند.
«أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ- يا اگر شركايى دارند و راست مىگويند، شركاى خودشان را بياورند.» در آن هنگام كه مشركان به و جدان خود باز مىگردند، يا در هنگام مجادله يار و به رو شدن با واقعيات مواجهه عملى پيدا مىكنند، از اين آگاه مىشوند كه شركا قوتى ندارند، و آنان خود و ديگران را فريب مىدهند و به اعتقاد به شريكانى براى خدا تظاهر مىكنند. و ديديم كه چگونه ابراهيم پيامبر خدا- عليه السلام- مشركان را در زمان خود و هنگام مجادله با دليل خاموش كرد قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ* قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ* فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ* ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ* قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ. [٦١] در اين خاتمه نيرومند خداوند متعال در آيه ٤١ از سورة القلم بر ما آشكار
[٦٠] - النساء/ ١٠٩.
[٦١] - النّساء/ ٦٢ تا ٦٧.