تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢ - شرح آيات
فرمان خداوند متعال به فرستادهاش و از طريق او به هر مؤمنى است كه با شبهههاى كافران رو به رو شده است. كلمه «قل» تنها به معنى دعوت به گفتن نيست، بلكه دعوت به اتخاذ ايستارى عليه طرف مخالف است، چه گفتار چيزى است كه از ايمان آدمى حكايت مىكند، و مؤمن مكلف است كه ايمان خود را به آخرت چندان صريح بيان كند كه ايستار استهزا و انكار را به چالش بخواند. و سپس آنان بعث را انكار كردند، در صورتى كه قرآن به تأكيد آن مىپردازد و درباره كيفر و جزا كه محور قضيه است تأكيد مىكند، چه آنان چنان گمان مىكردند كه بعثى در كار نيست تا از اين راه خود را از قبول مسئوليت آزاد كنند، در صورتى كه قرآن در اين باره تأكيد مىكند كه انكار بعث از طرف ايشان چيزى از عذاب آنان نمىكاهد، و مسئوليت ايشان را از ميان نمىبرد.
در پايان آيه اشاره به اين مطلب مىشود كه بزرگترين دشوارى نفسى در نزد كفار ايمان ايشان به آخرت/ ٢١ و از بين بردن آن است.
«وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ- و اين كار بر خدا آسان است.» از آن روى كه او، تبارك و تعالى، توانا است، و همچون ما افراد بشر ناتوان يا داراى قوت و قدرت محدود نيست، بلكه صاحب مشيّت كامل است و انجام دادن هيچ كارى براى او دشوارى و مانعى ندارد. و در آيه متوجه اشارهاى به اين مطلب مىشويم كه كفّار چنان گمان مىكردند كه خدا داراى مجموعهاى از صفات بشرى است و به همين سبب از زنده كردن و برانگيختن مردگان ناتوان است، و اين خود دنبالهاى از تصوّرها و مقياسهاى بشرى ايشان بود كه آنان را به كفر و پشت كردن به آيات آشكار خدا و فرستادگانش مىكشانيد.
[٨] براى آن كه مردمان از وبال كار خويش در دنيا و عذاب دردناك در آخرت اجتناب كنند، و به رستگارى بزرگ برسند، قرآن نشانههاى اساسى راه نجات و رستگارى را ترسيم مىكند كه در ايمان آوردن به خدا و فرستادهاش، و در نور فرو فرستاده شده از جانب او وجود دارد.
«فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ- پس به خدا و فرستادهاش ايمان آوريد.»