تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٤ - شرح آيات
در صورتى كه در نزد خدا از گمراهان محسوب شده باشند، سودى ندارد، به همان گونه كه هيچ چيزى، با وجود اهل هدايت بودنشان در نزد خدا، زيانى به آنان نمىرساند. و چون افراد مكتبى به اين اصل متمسك باشند، از فشار و تبليغات عليه خود متأثر نمىشوند، و هيچ كس نمىتواند به اندازه يك سر مو از راهى كه بر آن مىروند منحرف سازد.
«إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ- چه پروردگارت بر آن داناتر است كه چه كس از راه او گمراه شده است، و نيز داناتر است كه راهيافتگان كياناند.» اينك سؤال چنين است: چگونه انسان مىتواند اين مطلب را كشف كند كه آيا از گروه گمراهان است يا از گروه راهيافتگان؟ و به عبارت ديگر: مؤمنان چگونه مىتوانند اطمينان خاطر حاصل كنند كه از اهل حقّاند؟
پاسخ آن چنين است: براى خدا در اين زندگى راه يگانهاى وجود دارد كه همان راه راستى (حق) است كه در رسالت خدا و در رهبرى مكتبى و خط سالم آن تجسم پيدا مىكند، پس هر كس كه از رسالت و دين او پيروى كند، و به رهبرى حق تسليم شود (رسولان و امامان راهنمايى كه در سراسر تاريخ ادامهاى حقيقى از آنان به شمار مىرفتهاند) و به خط ايشان بپيوندد، از راهيافتگان است، و اگر نه از گمراهان.
از آيه به دو علم هدايت مىشويم: يكى علم انسان از طريق عقل خودش/ ٢٠٥- عقلى كه در آينده تجلّى پيدا مىكند-، و ديگرى علم خدا كه كاشف آن وحى است، و انسان غالبا از آن ناتوان است كه با عقل خود چيزها را تميز دهد، در صورتى كه علم خدا همه چيز را براى او آشكار مىسازد.
[٨- ١٣] و سياق قرآن در آن جا ما را به محور اساسى سوره مىرساند كه درباره ايستار سالمى سخن مىگويد كه رهبرى مكتبى بايد در برابر نيروهاى فشارى داشته باشد كه مىخواهند او را تحت تأثير قرار دهند و قرارها و تصميمهاى وى را بنا بر مصالح خود تغيير دهند، و او را دانسته يا ندانسته خدمتگزار و مجرى هدفهاى