تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٦ - شرح آيات
در هوا به پرواز درآيد، جسم او سبك و خلقت او پرداخته شد، و به جاى چهار دست و پا در آن به دو، و به جاى پنج انگشت به چهار، و به جاى دو منفذ جداگانه براى پيشاب و مدفوع به يك منفذ اكتفاء شده است، و براى آن كه در هر وضع كه قرار گرفته باشد بتواند هوا را بشكافد، منقارى/ ١٧٠ نوك تيز دارد تا هوا را بشكافد و در آن پيش رود، به همان گونه كه كشتى نيز چنين است تا بهتر بتواند آن را بشكافد و به راه خود ادامه دهد، و در دو بال و در دم آن هر بال دراز محكمى آفريده شده است تا به كمك آنها طيران خود را آغاز كند، و همه بدنش را با پر پوشانيده است تا هوا در داخل آنها شود و سبب بالا رفتن پرنده گردد، و چون مقدر آن بوده است كه خوراك پرنده دانه و گوشت باشد و بدون جويدن آنها را ببلعد، در آفرينش وى دندان ديده نمىشود، و منقارى سخت و جستجوگر دارد كه طعمه خود را با آن برگيرد و در برچيدن دانه خراش پيدا نكند و از كندن گوشت نشكند، و چون دندان ندارد و دانه را درسته و گوشت را تر و تازه مىبلعد، بر اثر گرماى درونى بدنش خوراك در آن همچون در آسياب كوفته مىشود و ديگر نيازى به جويدن ندارد، و به اين نكته توجه داشته باش كه هسته انگور و جز آن از درون شكم آدمى سالم و خرد ناشده بيرون مىآيد، در صورتى كه در اندرون بدن پرنده كوفته و نرم مىشود و اثرى از آن در مدفوعش قابل مشاهده نيست، و ديگر اين كه بچه آن از تخم به وجود مىآيد و در درون شكم او پرورش پيدا نمىكند تا سپس از آن بيرون آيد، چه اين گونه ولادت مايه سنگينى آن مىشود و از برخاستن از زمين و از پرواز باز مىماند، پس هر جزء از آفرينش آن را متناسب با امرى قرار داده است كه مىبايستى چنان بوده باشد ...».
«در پر مرغ تأمل كن كه چگونه است: آن را، همچون پارچه، بافته شده از رشتههاى باريكى مىبينى كه بعضى با بعضى ديگر همچون پيوستن تار نخى به تارى ديگر، يا مويى به موى ديگر پيوستگى پيدا كرده است، و سپس اين بافته را چنان مىبينى كه چون آن را بكشى، اندكى باز مىشود و چنان باز نمىشود كه باد در آن درآيد و در ضمن پرواز سبب بالا رفتن آن شود، و در وسط هر پر ستون محكمى مشاهده مىكنى كه آنچه به مو شباهت دارد بر آن بافته شده تا محكم آن را نگاه