تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥ - شرح آيات
سپاسگزارى نسبت به نعمت آفرينش و ديگر نعمتها، كفر مىورزند نيز بيان مىكند.
اين آيه همچنين فلسفه جبر را كه مشعر بر آن است كه كفر و ايمان امرى تكوينى و خواسته خدا است، و به همان گونه كه بندگان سفيد و سياه مىآفريند مؤمن و كافر نيز مىآفريند، طرد مىكند. هرگز چنين نيست ... آفرينش از خداوند متعال است، در صورتى كه كفر و ايمان مرهون گزينش و اراده مردمان است «فمنكم ... و منكم».
«وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ- و خدا به آنچه مىكنيد بينا است.» بنا بر اين عمل انسان است كه مذهب و سرنوشت او را در نزد خدا تعيين مىكند نه رنگ او يا پديد آمدن او از پدر و مادرى كافر يا مؤمن و يا هر چيز ديگر. و در آيه هشدارى سبك از اين لحاظ وجود دارد كه آزادى آدمى ابدى نيست، و خدا آدميان را نيافريده است تا آنان را به حال خود واگذارد، يا اين كه دستهايش بسته و از آفريدگانش پنهان است، بلكه مراقب آنان و مسلط بر ايشان است، و بدين سبب اين آيه تفويض را به همان گونه نفى مىكند كه نفى كننده جبر است، و بدين گونه امر حالت وسطى ميان جبر و تفويض پيدا مىكند.
/ ١٥ كلمه آخرى از اين آيه چنين است: اختلاف موجود ميان مردمان از لحاظ مؤمن و كافر بودن، يا ستمكش و ستمگر، يا كشنده و كشته شده، چنان است كه بعث و كيفر را در جهان ديگر همچون ضرورتى فطرى در پرتو ايمان به خداى ملك و مالك ستودهاى جلوهگر مىسازد كه يكى از مظاهر حمد او عدل است. و اين يكى از انديشههاى اساسى در اصول و مبادى اسلام به شمار مىرود.
[٣] چون به زندگى چيزها به صورت تنها تنها نظر اندازيم، به نشانهاى رهبرى كننده به آخرت برخورد مىكنيم، و معلوم شود كه آن بر پايه حق به همه معانى اين كلمه در زمينههاى واقعيت و نظام سالم بنا شده است، و مهمترين اين زمينهها نسبت به انسان آن است كه زندگى ميدانى است كه خدا در آن حق را به جريان مىاندازد.
«خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِ- آسمانها و زمين را به حق آفريد.» هدفدارى از ويژگيهاى حق است، به همان گونه كه بيهودگى و بىهدفى