تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٢ - شرح آيات
خواستارى بزرگ ايشان براى دست يافتن به كمال، و توكل ايشان بر پروردگارشان، و خواستن آمرزش از او است، كه بدين گونه خداى خود را مىخوانند و دعا مىكنند
«يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا- مىگويند: پروردگارا، نور ما را كامل كن و ما را بيامرز.» از جمله كامل شدن نور است كمال فهم و دريافت آدمى و رسيدن به حق در همه نواحى و ابعاد گوناگون زندگى، و در اين جا ميان دعاى مؤمنان به كامل شدن نور و آمرزيدن گناهان رابطهاى وجود دارد، چه گناهان در حقيقت تاريكيهايى معنوى است كه در قيامت تجسم پيدا مىكند، ظلم ظلمات است، و خيانت كردن ظلمات، و به همين گونه است دروغ و اسراف و ... پس آنان از يك سو از پروردگار خويش كمال نور را مسئلت مىكنند، و از سوى ديگر اميد آن دارند كه از تاريكيهاى گناهان و خطاها خلاصى يابند. و علاوه بر اين دو هدف، چالشهاى دشوارى وجود دارد كه نيازمند عزم اراده و استقامت ايمان است، و اين هر دو را مؤمنان با دعا و توكل از صاحب قدرت و قوت مطلق مسئلت مىكنند، چه مىدانند كه رسيدن به هدفهاى عالى (كمال نور و آمرزش) نيازمند به توفيق خدا است و اين كه تلاش ايشان را قدرت او به نتيجه برساند، و اين همان چيزى است كه در پايان آيه بدين صورت مىآيد
«إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ- چه تو بر هر چيز توانايى.» آخرين سخن اين كه: خداوند سبحانه و تعالى پس از امر كردن به توبه نصوح و دعوت كردن به آن، به صورت قطعى نگفته است كه: «يكفر عنكم سيئاتكم ...» بلكه كلمه «عسى» را كه نماينده اميد و آرزو است بر آن مقدم داشته است،/ ١١٧ و بنا بر اين بر حسب مفهوم ظاهر كلمه ممكن است نتيجهاى بر آن مترتب شود يا چنين نبوده باشد، و از آن جهت چنين است كه غرور و خودپسندى به قلوب مؤمنان راه پيدا نكند و به جاى آن كه تكيه و اعتماد ايشان به كار و تلاش خودشان باشد، تنها به آرزومندى آمرزش خدا بسنده كنند.
[٩] پس از آن كه خدا به حفظ و پاسدارى از خود و كسان خود از آتش