توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠١ - اقسام استيناف
فرموده حقتعالى آمده است:
و ما ابرئ الخ .
چه آنكه بعد از گفتن: و ما ابّرئ نفسى .
گفته شده: هل النّفس امّارد بالسّوء؟
در جواب اين سئوال گفته شده: انّ النّفس لامّارة بالسّوء .
و تأكيد در اين جمله خود قرينه بر استينافيه بودن آن ميباشد يعنى تأكيد دليل است بر اينكه سئوال از سبب خاص مىباشد زيرا اگر سئوال از مطلق سبب مىبود جوابش را تأكيد نمىكردند.
و همانطورى كه مصنف گفته است اين قسم از استيناف مقتضى است حكمى كه در جمله دوم آمده يعنى جواب تأكيد شود زيرا سائل در اين سبب خاص ترديد دارد يعنى نمىداند كه آيا سبب حكم همين سبب خاص بوده يا آن نمىباشد چنانچه در احوال اسناد خبرى قبلا گذشت و گفتيم:
مخاطب وقتى طالب بوده و در حكم متردد باشد تقويت نمودن حكم به مؤكد حسن داشته و نيكو مىباشد البته مخفى نماند مقصود از [اقتضاء] در كلام مصنف اقتضاى استحسانى است نه وجوبى و پرواضح استكه امر مستحسن در باب بلاغت بمنزله امر واجب بوده و رعايتش از نظر علماء اين فن لازمست.
و يا سئوال از غير سبب مطلق و سبب خاص مىباشد نظير فرموده حقتعالى:
قالوا سلاما، قال سلام .
يعنى وقتى جمله [ قالوا سلاما ] گفته مىشود اين سئوال مطرح ميگردد: