توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٩ - نظريه ديگران در وجه قبيح بودن مثال مذكور
شده جارى مىباشد اعم از آنكه فعل مضارع در جمله حاليه عمل كرده نظير قول شما كه مىگوئيد: أتضرب زيدا و هو اخوك يا چنين نباشد همچون فرموده حقتعالى: أتقولون على اللّه ما لا تعلمون ( آيا چيزى را كه نمىدانيد بر خداوند مىگوئيد).
و نظير قول شما كه مىگوئيد: أتؤذى اباك (آيا پدرت را اذيت مى كنى) و أتشتم الامير (آيا امير را دشنام مىدهى).
كه در تمام اين امثله آوردن همزه صحيح بوده ولى [هل] جايز نيست
سپس شارح گويد:
و از عجائبى كه براى برخى در شرح اين موضع واقع شده و كلامى بس شگفتانگيز گفته آن است كه وى آورده است كه امتناع دخول [هل] بخاطر اينست كه فعل مستقبل را نمىتوان بحال مقيد نمود و اعمال فعل مستقبل در حال جايز نيست.
و بجان خود سوگند مىخورم كه اين كلام افترائى استكه در آن هيچ شك و شبههاى وجود ندارد زيرا از احدى از نحوىها نقل نشده كه مثال [سيجئ زيد راكبا و سأضرب زيدا و هو بين يدى الامير] را ممنوع دانسته باشد با اينكه در اين دو مثال و اشباه آندو عامل در حال فعل مستقبل مىباشد و چگونه بتوان آنرا ممتنع دانست و حال آنكه خداوند متعال در قرآن شريفش مىفرمايد: سيدخلون جهنم داخرين ( بزودى بجهنم داخل شده و حال آنكه در آن خواهند ماند).
و در جاى ديگر مىفرمايد: و انما يؤخرهم ليوم تشخص فيه الابصار مهطعين ( البته كيفر ظالمان را خداوند بتأخير انداخته و آنرا در روزى عملى خواهد نمود كه چشمهايشان در آن خيره بوده و در حاليكه شتابان