توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣٢ - جواب شارح از اشكال مصنف به سكاكى
غرض او آنستكه تحقيق ايجاز و اطناب و اينكه با چه مقدارى از عبارت تحقّق مىيابند غير ممكنست يعنى مقدار خاصّ و ثابتى وجود ندارد كه عبارات وقتى بآن حدّ رسيد بگوئيم كلام ايجاز داشته و يا مطنب مىباشد و پرواضح است كه اينكلام صحيحى بوده و اشكال بآن وارد نيست.
جواب از اشكال دوم
امّا جواب از اشكال دوّم:
اينكه مصنّف در مقام ايراد و انتقاد گفت:
هيچكدام از دو كلام (كلام اهل عرف و كلام مطابق با مقتضاى مقام) مقدار معيّن و مشخّصى نداشته تا براى سنجش و قياس عبارات و الفاظ با آنها صلاحيّت داشته باشند.
در جواب مىگوئيم:
الفاظ كلّا قالب براى معانى بوده و بواسطه آنها مقاصد و اغراض بيان مىگردند و هرطائفه و گروهى براى اداء مرادات خود مبلغى از الفاظ را بكار مىبرند و بخوبى مىدانيم اشخاص بليغ يعنى كسانى كه به مقتضيات احوال آگاه و آشنا بوده و مىدانند كه براى هرمقامى چه مقدار از عبارات و الفاظ را بايد بكار برد كاملا مطّلعند ميدانند كه:
اوّلا: الفاظ رائج و دارج بين اوساط از مردم هنگام بيان مقاصد و اغراضشان چه مقدار است.
ثانيا: در هرمقامى از تكلّم مىبايد چه مبلغى از عبارات بكار رود