توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢٨ - جواب شارح از اشكال مصنف به سكاكى
مقصود و مراد سكّاكى اين نيست كه بيان و تشريح نمودن معناى اين دو متعسّر مىباشد چه آنكه تعريف مذكور در كلام وى تفسير و بيان معناى ايندو مىباشد لذا چگونه بتوان گفت كه سكّاكى به تعسّر تعريف ايجاز و اطناب معتقد است پس بايد بگوئيم:
منظور او اينستكه تحقيق و تعيين قدر و اينكه فلان مقدار از كلام ايجاز و فلان قدر اطناب مىباشد متعسّر است.
اشكال ديگر مصنف به كلام سكاكى
اشكال ديگر مصنّف بسكّاكى اينستكه:
بناء گذاردن بر امر متعارف و يا مبسوط تر بودن كلام مطابق با مقتضاى مقام از كلام مذكور ردّ كردن و ارجاع دادن محصّل است بجهالت.
شارح گويد:
مقصود مصنّف اينستكه سكّاكى در تعريف ايجاز گفته است:
ايجاز عبارتست از اداء معناى مقصود بكلامى كمتر از عبارت متعارف يا بالفاظى كوتاهتر از كلامى كه مقام تكلم اقتضاى آنرا دارد و بعبارت ديگر كلامى كه لائق بمقام سخن است ابسط از آن مىباشد.
و اين تعريف نه تنها محصّل را راهنمائى نكرده و بمطلوبش نرسانده بلكه باعث واقع شدن در جهالت نيز مىگردد زيرا عبارت اهل عرف (متعارف اوساط) از نظر كميّت و كيفيّت معلوم و مشخّص نيست چه آنكه