توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢٥ - مثال كلام موجز و مطنب به دو اعتبار
مقام كوتاهتر و كمتر باشد نظير جمله: يا ربّ شخت
بحذف حرف نداء و ياء متكلم از « ربّ » .
امّا اينكه از عبارت متعارف كوتاهتر است بخاطر آنكه اهل عرف در اداء مقصود مىگويند: يا ربّى شخت
يعنى هم حرف نداء كه « يا » باشد را آورده و هم مضافاليه « رب » كه ياء متكلّم است را ذكر مىكنند.
و امّا اينكه از مقتضاى مقام كوتاهتر است، بيانش آنستكه چون مقام، مقام شكايت از پيرى و انقراض دوران جوانى است از اينرو ظاهرا گوينده مىبايد بيشتر صحبت كرده و الفاظ زائدى را بكار ببرد.
و امّا مادّه افتراق معناى اوّل از دوّم در مثل كلامى است كه به صيّاد گفته ميشود: غزال
چه آنكه اهل عرف مىگويند: هذا غزال
پس كلام مذكور از عبارت متعارف كمتر بوده ولى از آنچه مقام مقتضى است كوتاهتر نميباشد زيرا مقام اقتضاى همين مقدار از اختصار را دارد بخاطر آنكه گوينده خوف دارد فرصت از دست رفته و يا اطاله كلام غزال بگريزد لاجرم بر قدر ضرورت اكتفاء نموده و مبتداء را از كلام حذف ميكند
و امّا مادّه افتراق معناى دوّم از اوّل در مثل فرموده حقتعالى است كه ميفرمايد: ربّ انّى وهن العظم منّى
چه آنكه مقام مقتضى است عبارت بيشتر از اين آورده شود پس آيه مذكور از كلام مطابق با مقتضاى مقام كوتاهتر است ولى از عبارتيكه اهل عرف مىآورند كوتاهتر نبوده بلكه سخن متعارف از آن كمتر مىباشد.