توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦١٧ - باب هشتم ايجاز و اطناب و مساوات
شارح گويد:
متعارف اوساط يعنى كسانيكه نه در مرتبه بلاغت بوده و نه در نهايت عجز از آوردن كلام مىباشند بلكه كلامشان برحسب عادتى است كه در تأديه معانى بينشان جارى و رائج مىباشد.
و به تعبير روشنتر و واضحتر:
اوساط اهل عرف كسانى هستند كه در وقت معاملات و محاورات روزانه كلامشان در اين حدّ است كه فقط معناى مقصود را ميرساند نه در مرتبه و حدّ بلاغت بوده و نه در رتبهاى است كه وافى بمعناى مراد نباشد.
البتّه بايد توجّه داشت كه اينگونه از كلام در باب بلاغت پسنديده و محمود نيست چنانچه ناپسند و مذموم نيز نميباشد.
امّا محمود نيست، زيرا در آن رعايت مقتضاى حال نشده و هركلامى كه واجد چنين امتيازى نباشد از نظر بلغاء مستحسن و پسنديده نيست
و امّا مذموم نيست، جهتش آنستكه غرض اهل عرف از آوردن چنين كلامى صرفا اداى اصل معنا بوده و ميخواهند به كمك دلالت وضعيه الفاظ تنها مراد خود را بيان كرده و بمخاطب بفهماند بهركيفيّتى كه باشد و همين مقدار كه الفاظ و عبارات دنباله هم رديف شدند و معنا را رساندند كلام حاصل شده از حكم اصوات حيوانات خارج گشته و ذمّى بر آن نمىباشد اگرچه همانطورى كه گفتيم بملاحظه نداشتن امتيازات استحسانى پسنديده و محمود نيز نمىباشد.
و بهرتقدير حال كه معلوم شد در تعريف ايجاز و اطناب بايد بناء را بر