توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٠٣ - تحقيق در اطراف دلالت نفى بر استمرار
شارح گويد:
ضمير در [تركها] به واو راجع بوده و مقصود از (عكس ما مرّ فى الماضى المثبت) اين تقرير است كه بگوئيم:
جمله اسميه بملاحظه مستمر بودنش بر مقارنت مضمون حال با مضمون عاملش دلالت دارد نه بر حصول صفت غير ثابت چه آنكه در محلش ثابت و مقرر است جملات اسميه بر دوام و ثبات دلالت دارند.
و در دنبال [كلّمته فوه الى فىّ] مىگويد:
معناى اين مثال آنست كه تكلم من با فلانى بنحو خطاب مشافهى يعنى لببهلب بود.
سپس مىگويد:
ضمير در [دخولها] به واو برگشته و مقصود از [اولى]، اولى بودن ذكر واو از تركش مىباشد و ضمير در [دلالتها] بجمله اسميّه راجعست.
بعدا در دنبال [ و انتم تعلمون ] مىگويد:
يعنى و انتم من اهل العلم و المعرفه (و حال آنكه شما از اهل دانش و شناخت هستيد) و انتم تعلمون ما بينهما من التفاوت (و حال آنكه مىدانيد تفاوت بين حقتعالى و انداد را).
عبد القاهر مىگويد:
اگر مبتداء در جمله اسميهاى كه حال واقع شده ضميرى باشد كه به صاحب حال برمىگردد ذكر [واو] واجب است اعم از آنكه خبرش فعل باشد مانند: جاء زيد و هو يسرع.
يا اسم بيايد نظير: جاء زيد و هو مسرع.
و دليل اين گفتار آن است كه: