توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٧ - جمله حاليه و برخى از احكام آن
فعل در جمله حاليه لفظا يا معنا ماضى باشد همچون فرموده حقتعالى:
انى يكون لى غلام و قد بلغنى الكبر .
و نيز فرموده حضرتش: او جاؤوكم حصرت صدورهم .
و همچنين فرموده ديگرش: انّى يكون لى غلام و لم يمسسنى بشر .
و نيز مانند كلام ديگر حقتعالى: فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم يمسسهم سوء .
و گفتار ديگرش: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا يأتكم مثل الذين خلوا من قبلكم .
شارح گويد:
مقصود از [فالامران جايزان] اينست كه هم مىتوان واو را آورد و هم آن را ترك نمود.
و مراد از (بالتخفيف) تخفيف نون در (تتبعان) مىباشد، بنابراين كلمه (لا) براى نفى بوده نه نهى زيرا نونى كه علامت رفع است در آن ذكر شده و ثابت مانده در حاليكه اگر [لا] ناهيه مىبود الزاما نون ساقط مى گشت در نتيجه بايد گفت نمىتوان اين كلمه يعنى [لا تتبعان] را بر فعل امرى كه قبل از آن واقع شده معطوف دانست پس بايد واو حاليه باشد بخلاف قرائت عامه كه [و لا تتبعان] را با تشديد نون خواندهاند و طبق اين قرائت كلمه [لا] ناهيه بوده و فعل نهى با نون مورد تأكيد واقع شده است بنابراين مىتوان آن را بفعل امريكه بيش از آن قرار گرفته معطوف دانست و در ذيل [ و ما لنا لا نؤمن باللّه ] مىگويد:
كلمه (ما) استفهاميه بوده و معناى [ما لنا] يعنى اى شئ ثبت لنا (چهچيز براى ما ثابت است).