توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٤ - رابط در جمله حاليه
مثبت واقع شده باشد مانند: جاء زيد و يتكلم عمرو كه در اين مثال آوردن [واو] در ابتداء جمله [يتكلّم عمرو] صحيح نيست و عنقريب دليل و وجه آن انشاء اللّه خواهد آمد.
ولى در غير اين صورت پس اگر جمله فعليّه بوده و فعل هم مضارع و مثبت باشد دخول واو بر آن ممتنع مىباشد مانند: و لا تمنن تستكثر كه در اين مثال [تستكثر] حال بوده و رابطش واو نيست زيرا اصل در حال اينست كه مفرده باشد و حال مفرده دلالت مىكند بر حصول صفت ثابت براى آنچه حال را قيد براى آن قرار دادهايم.
شارح گويد:
مقصود از كلمه [ماء موصوله] در عبارت متن يعنى [و كلّ جملة خالية عن ضمير ما] اسمى است كه جايز است از آن حال آورده و به آن نصب داد و آن در وقتى است كه اسم مزبور فاعل يا مفعول بوده اعم از آنكه معرفه آورده شده يا نكره مخصوصه باشد ولى نكره محضه يا مبتداء و يا خبر نبايد باشد چه آنكه از نكره محضه و مبتداء و خبر على الاصح جايز نيست حال آورده شود.
ناگفته نماند وجه اينكه مصنف در متن نگفت [عن ضمير صاحب الحال] و بجاى [صاحب الحال] ماء موصوله آورد اينست كه كلمه [كلّ جملة] مبتداء بوده و خبرش [يصحّ ان تقع حالا] عنه مىباشد و چون از خبر صاحب حال بودن بخوبى معلوم مىشود لذا نيازى نبود به آن تصريح شود چه آنكه كلمهاى كه وقوع حال از آن برايش ثابت نباشد اطلاق اسم [صاحب حال] بر آن صحيح نبوده مگر مجازا.
سپس مىگويد: